{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بانو،

بانو،
با من سخن بگو
بگو از لطافت رنگهایت
که به آشوب میکشد روحم را
بانو با من از راز آرامشت بگو
از راز مهربانی چشمانت

بانو
اهل دلی؟
اهل عشق؟
اهل دوستی و دوست داشتن؟
اهل مهر دادن ومهرگرفتن؟

بانو
برقص و جانم را به پرواز درآور
هر قدم ،هر دست افشانیت
دلم را به آتش میکشد

بانو
مهرت پاینده
"آرامش"
دیدگاه ها (۱)

پشت میکنیغمت در آرامش وهم انگیز تاریک جاری می سازیدر سکوت غم...

آسمان هم برای ما میبارد" نازنین"من وتوبارها در سکوت پرحرفمان...

جمعه و دلتنگی مخصوص خودشجمعه و بار سنگین غصهآدمها و چشمهای خ...

در روزگار سرماقلبم نیازمند گرمای دستانت خواهد بودوروحم‌ در ب...

سلام و ادب 🌷💣 زبان تیز یعنی اون کسی که حرفی میزنه که دل دیگر...

شبی دل بود و دلدار خردمند دل از دیدار دلبر شاد و خرسند که ب...

طولانیه اما بخونید بسیار زیباس ● مشاعره ای بسیار جالب و در ع...

دروودشعر فوق العاده زیبا از دکتر بادکوبه ای :شبی دل بود و د...

افسانه مهدویان شاعر تهرانی

ص۴۸پریسا دستم را گرفت و از جمعیت بیرون رفتیم دوباره خودش  شد...

#فال_روزانه...#فال_حافظ...فال امروز شما چهارشنبه 13 تیر 97فا...

تورا گفتم ، نگفتم ؟ تو را ای چشم یادت هست می گفتم؟ببین آیات ...

تصویرشرح: الفآباندخت : نام زن داریوش سومآبگینه : شیشه، بلورآ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط