{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ℐ𝘯 𝒯𝘩͙𝘦 𝒩𝘢𝘮̾𝘦 𝒪𝘧 𝒢𝘰𝘥 '🪦'

ℐ𝘯 𝒯𝘩͙𝘦 𝒩𝘢𝘮̾𝘦 𝒪𝘧 𝒢𝘰𝘥 '🪦'

𝒩𝘢𝘮𝘦 𝒩𝘰𝘷𝘦𝘭 :: 𝘛𝘩𝘦 𝘗𝘳𝘪𝘤𝘦 𝘖𝘧 𝘛𝘳𝘶𝘵𝘩 / تاوان حقیقت

ژا͙نر :: اsمات . عاشقانه . مافیایی . معمایی . جنایی . روانشناسی . دارک . اکشن و ...

𝒲𝘳𝘪𝘵𝘦𝘳 :: 𝘛𝘢𝘮̽𝘢𝘳𝘢

شخ̽صیت های ا͙صلی :: جئون جونگ کوک . پارک هانا

شخ̽صیت های فر͙عی :: پارک آرا . کیم تهیونگ . کیم نامجون . مین یونگی . پارک جیمین . جئون جین . جئون هاجون . میلر ویکتور . اریکسون ویکتوریا . دیویس جک . پارک دو-هیون . پارک بورا . چوی دویون . کیم یوری . ادواردو لیرا . کیم کایرو . کیم یانگ سو . چا دابین . ویلیامز جیک و ....


𝘑𝘦𝘰𝘯 𝘑𝘶𝘯𝘨𝘬𝘰𝘰𝘬 ( 𝟹𝟶 years old )

پسری که در سن بسیار کم در اثر تصادف پدر و مادرش رو از دست میده و از همون سال تا وقتی فارغ تحصیل بشه پیش عمو اش که رئیس یک باند مافیا بوده زندگی کرده...
پس از محو شدن جسم عمو اش از زمین او رئیس بند مافیا عمو اش شده و به احترام خانواده پدری اش تاکنون به این شغل ادامه داده و میدهد...
او به غیر از یک رئیس مافیا که همه حتا گروه های دیگر که از بند مافیا جئون وحشت داشته صاحب دو شرکت بسیار معروف و یک کلاب بزرگ در سئول هست..
تمام خلافکار های دنیا او را به اسم Black Wolf / گرگ سیاه شناخته و حاضرن برای همچین ادمی تا کمر برایش خم بشن...
او بشدت بی رحم هست و حاضر به بخشیدن ادم ها نیست!

𝘗𝘢𝘳𝘬 𝘏𝘢𝘯𝘯𝘢𝘩 ( 𝟸𝟻 years old )

دختری که تا پا تو این دنیای بی رحم گذاشته پدر عزیزش را ندیده و فقط در کنار مادری که تنها ۱۴ سال از او بزرگ تر بود زندگی کرده..
هانا در بچگی دختری بوده که همه اذیتش میکردن و کسی رو نداشته بهش پناه ببره جز مادرش..
او در بچگی تنها یک دوست داشته و کسی نبود جز کیم تهیونگ!
رابطه ی بین ان دو بیشتر از دوست و کمتر از پارتنر بوده بهتره بگیم دوست صمیمی همدیگه بودن!
او همراه با دوست صمیمی اش تهیونگ تصمیم میگیره که باهم یک درس رو بخونن و یه شغل داشته باشن..
سالها گذشت و انها با کلی تلاش تبدیل به بهترین کاراگاه ها در کره جنوبی شدن...
هانای قصه ما دختری مهربون . دلسوز و منطقیه و همیشه عاشق مادرش بوده...
و شاید بخاطر عشق زیاد به مادرش زندگی اش از اون رو به اون رو بشه!


خلا̾صه دا͙ستان ::
در یک شب مرموز یک دختری به اسم لیرا ادواردو که اهل ایتالیا بوده همراه با دوستانش در سئول برای تفریح به کلاب رفتن..
دختر در ان شب در طبقه دوم ساختمون ناپدید میشه و تا دو ماه پلیس ها نمیتونن دختر گمشده رو پیدا و به خانواده اش تحویل بدند..
هر پلیسی که در جستجوی جسم دختر بوده مثل لیرا ناپدید شدن از جمله کاراگاه کیم تهیونگ ..
هانا که تازه یک پرونده رو در خارج شهر حل کرده بود تا راجب گم شدن دوست صمیمی اش تهیونگ و پرونده متوجه شده بود مسئول حل این پرونده مرموز شد ..
هانا بعد تحقیقات و دریافت یکسری اطلاعات از دوست صمیمی لیرا ،کیم یوری با خبر شد یکروز با صاحب این کلاب قرار میزاره و درخواست میکنه که فیلم دوربین های مداربسته رو نگاه بکنه و با پلیس همکاری کنه..
اما صاحب کلاب قبول نمیکنه و یسری حرف های کلیدی به دختر میزنه که باعث میشه هانا بیخیال این پرونده نشه ...
هانا برای متوجه شدن از حقیقت هایی که رئیس کلاب ازش پنهان میکرد در یک شب ترسناک مثل یک جاسوس وارد کلاب میشه تا ویدیو های دوربین مدار بسته رو چک بکنه..
اونشب همچی به خوبی پیش رفته بود اما ناگهان .....


📌 تمامی شخصیت و حادثه هایی که داخل داستان رخ میده تماما ایده بنده هستش و تا الان جایی ندیدم کسی داستان رو اینشکلی بنویسه پس ممنون میشم از صحنه ها و حادثه ها و شخصیت هاش کپی یا اسکی نکنید اگر میخواید اسکی بکنید حتما اجازه بگیرید چون اینجوری شدیدا باهاتون برخورد میکنم و اوضاع برای شما بد میشه..
📌 بنده سن و اسم و زمان هارو برای جذابیت داستان نزاشتم همه اینها خیلی بهم ربط دارن پس خواهشا با دقت داستان رو بخونید.
📌 این داستان مثل فیکشن های داخل واتپد پیچیده و همینطور قشنگه پس فکر نکنید این داستان قراره ابکی یا اسهال کننده باشه!
📌 مرسی از تمام کسانی که از فیک بنده حمایت میکنن و میخونن بوس به همتون💞
دیدگاه ها (۲۳)

𝒩𝘢𝘮𝘌 𝒩𝘰𝘝𝘦𝘭 : The Price Of Truth𝒫𝘢𝘳𝘵 : 𝟭 با تمام سرعتش وارد ا...

𝒩𝘢𝘮𝘌 𝒩𝘰𝘝𝘦𝘭 : 𝘛𝘩𝘦 𝘗𝘳𝘪𝘤𝘦 𝘖𝘧 𝘛𝘳𝘶𝘵𝘩𝒫𝘢𝘳𝘵 : 𝟮چند ماه قبل >هانا با ...

ارادت دوستان.بلاخره بنده بعد از چند ماه اومدم ویسگون.تصمیم گ...

فیک جدید در خواستی اسم فیک:{«عشق معشوق»}کاپل اصلی : جونگکوک ...

های گایز فیک نوشتن و شروع میکنم(البته تو پیچ قبلیم که مسدود ...

ܢ̣ܘ ࡅ߭ߊ‌ܩܢ ܟܿܥ‌نام رمان :𝓈𝓂𝒾ℓℯ ( لبخند )پارت ها نامعلوم !ژان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط