گر بگویم درد دل از عشق جان افزای خویش
گر بگویم درد دل از عشق جان افزای خویش
هر دو عالم پر ز درد و حسرت یک مشکلست
جان اگر باشد گرفتار غم جانان رواست
هرکه جان درباخت جان از بهر او ناقابلست
زاهد افسرده در خلوت سرای وصل دوست
گر بدرد دل رسد از دست او او را حاصلست
در جهان جز جان فشاندن حاصلی دیگر نبود
آنچه آن سلطان خوبانست بر اهل دلست
هر دو عالم پر ز درد و حسرت یک مشکلست
جان اگر باشد گرفتار غم جانان رواست
هرکه جان درباخت جان از بهر او ناقابلست
زاهد افسرده در خلوت سرای وصل دوست
گر بدرد دل رسد از دست او او را حاصلست
در جهان جز جان فشاندن حاصلی دیگر نبود
آنچه آن سلطان خوبانست بر اهل دلست
- ۷.۵k
- ۰۲ شهریور ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط