دلم در عشق او تنها بماند

دلم در عشق او تنها بماند
که او را در این جهان همتا ندارد

دلم در پای او در خون بماندست
وزین غم سرنگون بیرون بماندست

دل من در خم چوگان او ماند
دلم در حلقه فرمان او ماند

به چشم نرگس جادوی او ماند
به زلف عنبرین گیسوی او ماند

کنون در پیش او نتوانم آمد
از آن کز زلف او نتوانم آمد

دلم در دست او از پای افتاد
ندانم تا چه حال از جای افتاد
دیدگاه ها (۰)

ز عشقت سوختم ای جان کجاییبماندم بی سر و سامان کجایینه جانی و...

ز عشقت سوختم ای جان کجایی بماندم بی سر و سامان کجایی نه جان...

ز عشقت سوختم ای جان کجاییبماندم بی سر و سامان کجایینه جانی و...

#مهدےجان 💖ز عشقت سوختم ای جان،کجاییبماندم بی سر و سامان،کجای...

🌱🍒به دست غم گرفتارم، بیا ای یار، دستم گیربه رنج دل سزاوارم، ...

🌱🍒به دست غم گرفتارم، بیا ای یار، دستم گیربه رنج دل سزاوارم، ...

قبله مشتاق دل

نرگس بیمار تو گشته پرستار منتا چه کند این طبیب با دل بیمار م...

فکر دریاوقتی گدایی را پناهی نیست دیگرجز کوچه ی چشم تو راهی ن...

بنام خداتک بیتی های عاشقانه--؛--شاعر: مسعودمهربان--؛--قاصدک ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط