{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم در عشق او تنها بماند

دلم در عشق او تنها بماند
که او را در این جهان همتا ندارد

دلم در پای او در خون بماندست
وزین غم سرنگون بیرون بماندست

دل من در خم چوگان او ماند
دلم در حلقه فرمان او ماند

به چشم نرگس جادوی او ماند
به زلف عنبرین گیسوی او ماند

کنون در پیش او نتوانم آمد
از آن کز زلف او نتوانم آمد

دلم در دست او از پای افتاد
ندانم تا چه حال از جای افتاد
دیدگاه ها (۰)

من باز مانده از در او ، منتظر شدمنگشاده دیده روی وی دربه در ...

گر بگویم درد دل از عشق جان افزای خویش هر دو عالم پر ز درد و ...

من خسته به دیدار تو چون گل شکرم وز عشق تو چون لاله به خون جگ...

حلقه حلقه طره‌ات تا شام بر بالای ماه برده از دلها شکیب و برد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط