{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گنجشکی عاشق بودم سنگ برمن خورد بالم شکست سوزش این زخم تیر

گنجشکی عاشق بودم سنگ برمن خورد بالم شکست سوزش این زخم تیر کشید برقلبم نشست خانه کرد بر قلبم وجودم راشکست
دیدگاه ها (۱)

وقتی از ته دل بخندی ...وقتی هر چیزی را به خودت نگیری ،وقتی س...

نه کسی منتظر است … نه کسی چشم به راه … نه خیال گذر از کوچه ی...

وقتـی بـرای کسی...کاری را انجـام می دهیـد...از آنها انتظار م...

می دونستی اشک گاهی از لبخند با ارزش تره؟ چون لبخند رو به هر ...

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ م𑂳ں در استانه م‍ ‍‍رگ بودم ،‌ ‌...

𝑩𝒆𝒚𝒐𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑷𝒂𝒓𝒄𝒉𝒎𝒆𝒏𝒕 𝑩𝒐𝒖𝒏𝒅𝒔p4آروم روی پاهاش نشست و خم شد. چش...

شروعی سخت،پایانی خوشهانا هم خندیدچان.خب سه را استرس نگیرا ول...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط