{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گنجشکی عاشق بودم سنگ برمن خورد بالم شکست سوزش این زخم تیر

گنجشکی عاشق بودم سنگ برمن خورد بالم شکست سوزش این زخم تیر کشید برقلبم نشست خانه کرد بر قلبم وجودم راشکست
دیدگاه ها (۱)

وقتی از ته دل بخندی ...وقتی هر چیزی را به خودت نگیری ،وقتی س...

نه کسی منتظر است … نه کسی چشم به راه … نه خیال گذر از کوچه ی...

وقتـی بـرای کسی...کاری را انجـام می دهیـد...از آنها انتظار م...

می دونستی اشک گاهی از لبخند با ارزش تره؟ چون لبخند رو به هر ...

part53 عشق پنهاننویسنده: جونگ کوک به زور دستش رو بلند کرد سم...

ات: چیه؟ کوک: من نمیتونم صبر کنم تا آخر هفته...لطفاااااات: ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط