پارت دوم | پیشنهاد
پارت دوم | پیشنهاد
جئون جونگکوک
از اتاق بیرون اومدم و به سمت آسانسور رفتم.
جیهان هم پشت سرم اومد.
ـ حداقل بگو کجا میری.
ـ کلاب.
ـ الان؟
ـ آره.
ـ چرا؟
قبل از اینکه جوابش رو بدم، آسانسور باز شد.
ـ یکی از بچهها زنگ زده.
ـ چی شده؟
ـ آقای پارک اونجاست.
جیهان چند لحظه ساکت موند.
ـ همون پیر مرده؟
سرم رو تکون دادم.
ـ میگه میخواد باهام قمار کنه.
لبخند کمرنگی روی لب جیهان نشست.
ـ این دیگه جالبه.
ـ خیلی.
وارد آسانسور شدیم.
ـ میدونی سر چی میخواد بازی کنه؟
ـ نه.
ـ پس چرا قبول کردی؟
نگاهش کردم.
ـ چون میخوام بدونم توی سرش چی میگذره.
*************
کلاب مثل همیشه شلوغ بود.
نورهای کمرنگ روی دیوارها افتاده بود و صدای موسیقی با همهمهی جمعیت قاطی میشد.
اینجا جای آدمهای معمولی نبود.
بیشتر آدمهایی که واردش میشدن، یا اسم و رسم خاصی داشتن، یا چیزی برای پنهان کردن.
همین که وارد شدیم، چند نفر نگاهمون کردن.
بعضیها سر تکون دادن و بعضیها فقط کنار رفتن.
من و جیهان بدون توقف از بین جمعیت رد شدیم.
یکی از بادیگاردهامون جلو اومد.
ـ اونجاست.
نگاهم رو به سمت میز انتهای سالن بردم.
آقای پارک نشسته بود.
چهلوپنج ساله، با کت مشکی و لیوانی در دست.
کنارش چند نفر از افرادش و چندتا از همون دخترای کلاب نشسته بودن.
وقتی نزدیک شدیم، سرش رو بلند کرد.
ـ بالاخره اومدی، جونگکوک.
روی صندلی روبهروش نشستم.
جیهان کنارم ایستاد.
ـ گفتی قمار.
پارک لبخند زد.
ـ حتی سلام هم نکردی.
ـ برای سلام نیومدم.
خندید.
ـ هنوزم همون جئون جونگ کوک هستی.
ـ بازی رو بگو.
پارک لیوانش رو روی میز گذاشت و به یکی از افرادش اشاره کرد.
مرد چند لحظه بعد یک کیف مشکی روی میز گذاشت.
پارک زیپ کیف رو باز کرد.
داخلش چند دسته اسکناس و وسایل بازی قرار داشت.
ـ عجله نکن.
ـ من برای وقت تلف کردن نیومدم.
پارک کارتها رو برداشت و روی میز گذاشت.
ـ سه دور.
نگاهم رو به کارتها دوختم.
ـ شرط؟
لبخندش بیشتر شد.
ـ هر دور یه شرط داره.
جیهان بالاخره جلو اومد و کنارم نشست.
ـ و اگه ببازه؟
پارک نگاهش رو به من دوخت.
ـ خودش انتخاب میکنه چی بده.
نگاهش کردم.
ـ و اگه تو ببازی؟
ـ هرچی بخوای.
چند لحظه سکوت کردم.
بعد کارت اول رو برداشتم.
ـ شروع کنیم.
پارک هم کارت خودش رو برداشت.
لبخندش هنوز روی صورتش بود.
ـ شروع کنیم.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سعی میکنم برای بار اول هم که شده پارت های زیادی اپلود کنم...
خوب بود؟
جئون جونگکوک
از اتاق بیرون اومدم و به سمت آسانسور رفتم.
جیهان هم پشت سرم اومد.
ـ حداقل بگو کجا میری.
ـ کلاب.
ـ الان؟
ـ آره.
ـ چرا؟
قبل از اینکه جوابش رو بدم، آسانسور باز شد.
ـ یکی از بچهها زنگ زده.
ـ چی شده؟
ـ آقای پارک اونجاست.
جیهان چند لحظه ساکت موند.
ـ همون پیر مرده؟
سرم رو تکون دادم.
ـ میگه میخواد باهام قمار کنه.
لبخند کمرنگی روی لب جیهان نشست.
ـ این دیگه جالبه.
ـ خیلی.
وارد آسانسور شدیم.
ـ میدونی سر چی میخواد بازی کنه؟
ـ نه.
ـ پس چرا قبول کردی؟
نگاهش کردم.
ـ چون میخوام بدونم توی سرش چی میگذره.
*************
کلاب مثل همیشه شلوغ بود.
نورهای کمرنگ روی دیوارها افتاده بود و صدای موسیقی با همهمهی جمعیت قاطی میشد.
اینجا جای آدمهای معمولی نبود.
بیشتر آدمهایی که واردش میشدن، یا اسم و رسم خاصی داشتن، یا چیزی برای پنهان کردن.
همین که وارد شدیم، چند نفر نگاهمون کردن.
بعضیها سر تکون دادن و بعضیها فقط کنار رفتن.
من و جیهان بدون توقف از بین جمعیت رد شدیم.
یکی از بادیگاردهامون جلو اومد.
ـ اونجاست.
نگاهم رو به سمت میز انتهای سالن بردم.
آقای پارک نشسته بود.
چهلوپنج ساله، با کت مشکی و لیوانی در دست.
کنارش چند نفر از افرادش و چندتا از همون دخترای کلاب نشسته بودن.
وقتی نزدیک شدیم، سرش رو بلند کرد.
ـ بالاخره اومدی، جونگکوک.
روی صندلی روبهروش نشستم.
جیهان کنارم ایستاد.
ـ گفتی قمار.
پارک لبخند زد.
ـ حتی سلام هم نکردی.
ـ برای سلام نیومدم.
خندید.
ـ هنوزم همون جئون جونگ کوک هستی.
ـ بازی رو بگو.
پارک لیوانش رو روی میز گذاشت و به یکی از افرادش اشاره کرد.
مرد چند لحظه بعد یک کیف مشکی روی میز گذاشت.
پارک زیپ کیف رو باز کرد.
داخلش چند دسته اسکناس و وسایل بازی قرار داشت.
ـ عجله نکن.
ـ من برای وقت تلف کردن نیومدم.
پارک کارتها رو برداشت و روی میز گذاشت.
ـ سه دور.
نگاهم رو به کارتها دوختم.
ـ شرط؟
لبخندش بیشتر شد.
ـ هر دور یه شرط داره.
جیهان بالاخره جلو اومد و کنارم نشست.
ـ و اگه ببازه؟
پارک نگاهش رو به من دوخت.
ـ خودش انتخاب میکنه چی بده.
نگاهش کردم.
ـ و اگه تو ببازی؟
ـ هرچی بخوای.
چند لحظه سکوت کردم.
بعد کارت اول رو برداشتم.
ـ شروع کنیم.
پارک هم کارت خودش رو برداشت.
لبخندش هنوز روی صورتش بود.
ـ شروع کنیم.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سعی میکنم برای بار اول هم که شده پارت های زیادی اپلود کنم...
خوب بود؟
- ۵۸۸
- ۰۱ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط