{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پسر آدمیزاد

پسرِ آدمیزاد
پارت.۲۶
ویو ا.ت

با تابش نور خورشید به چشمام بیدار شدم.
همون طور که حدس زده بودم.
مستر جئون خواب بود.

بوسی به لبش زدم که صورتش کمی تکون خورد.
ولی چشماش باز نشد.
آیی...این ددی ما هم خیلی تنبله..
لباس پوشیدم و به طبقه پایین رفتم..

من تا حالا غذای انسان ها رو نخوردم و درست هم نکردم.
و حالا میخوام با کمک گوگل جونم درست کنم.
خیلی خب...

[سرچ ا.ت تو گوگل]
ا.ت: غذای انسان ها..
گوگل: انسان ها همه چیز میخورند..
ا.ت: یعنی انسان ها ما رو هم میخورن..
گوگل: داداش کم داری؟ بگو برای چی میخوای؟
ا.ت: صبحانه.
گوگل: خب..اینارو درست کن..پنکیک،کیک خونگی،و..
ا.ت: اوکی بایی..
گوگل: برو دیگه برنگرددددد..
[پایان سرچ]

شروع کردم به درست کردن.
همه چیز رو آماده کردم و چیدم که از بالای پله ها صدایی اومد..
نگاهی کردم..اوهه مستر جئون با پتو اومده رو پله.

ا.ت: کوک برو لباس بپوش بیا.
کوک: اومم نه تو بیا تنم کن..
ا.ت: کوک مگه بچه ای
کوک: اره مامی..(ببینید به دختر های هات و جذاب و کنترل گر تو رابطه مامی میگن مثلا)
ا.ت: بی ادب..

کوک رفت تو اتاق منم رفتم دنبالش تا لباس تنش کنم.
کوک: از این به بعد تو لباس تنم کن..
ا.ت: باشه عزیزم.
لباس تنش کردم که گفت.

کوک: اومم..مامی گشنمه..خیلی.
ا.ت: باشه..بریم عزیزم..

رفتیم پایین..
کوک: اوهه مامی چه کردی..
ا.ت: کاری نکردم.
کوک: تو از کجا غذای انسانی بلدی؟
ا.ت: گوگل

کوک: خب اگه مُردم رو سنگ قبرم بنویس مرحوم روز اول عروسی به دست مامیش کشته شد..
ا.ت: کوککک..زشته جلو کسایی که دارن رمان میخونن..
کوک: مامی جونم..تو خودت ریدی..

ا.ت: چرا؟
کوک: آخه مثلا من و تو و هر کسی که تو رمانه نمیدونه ما تو رمانیم..
ا.ت: آخه کِرویلا دکلمه های من رو مینویسه.
کوک: کِرویلا کیه؟
ا.ت: همون شِفتالو خودمون دیگه(ادمین: هعیی)

کوک: کیو میگی؟
ا.ت: خب اسکل ادمین رو میگم دیگه..اسم مجازیش کِرویلا هستش..
کوک: ادمین عزیز نمیخوای بری سر رمان..تموم کن دیگه
ادمین: باشه..بایی

کوک: تو نمیخوری؟
ا.ت: من نیاز به خون دارم..
کوک: اها بیا بخور..
ا.ت: نه بریم کاخ بعد..
کوک: اوکی..

کوک غذاش رو خورد و آماده شدیم و راه افتادیم به سمت کاخ زمرد.
دیگه از امروز به بعد اونجا زندگی میکنیم.
اون موقع هم اونجا زندگی میکردم.
ولی وقتی کوک اومد.
تو عمارتم موندم..
رسیدیم به کاخ زمردی و...
()()()()())()()()()()()()()()()()()()()()()()()()()()()()()()()()()()()()()()()()()()()()()()()
شرایط پارت بعد.
لایک: ۱۰
بایی
دیدگاه ها (۱۱)

درخواستی بود..امیدوارم خوشت بیاد عزیزم.عشق پس از نفرتویو نوی...

پسرِ آدمیزادپارت.۲۷ویو جونگهی(داخل کاخ زمرد)دیشب هوانگ رو دی...

اولی که کاورهدومی لباس عروس ا.تسومی کفش ا.تچهارمی ساعت ا.تپن...

پسرِ آدمیزادپارت.،۲۵ویو جونگ کوکخون با درد از دستم جاری شد.....

هرزه ی حکومتی پارت ۹ا/ت : ....کوک چرا مست کردی . نگرانکوک : ...

طراح عشق

طراح عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط