{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۳۸ ☆

پارت ۳۸ ☆
رها :آقای رادمنش میتونم به اسم کوچیک صداتون کنم ؟
پرهام نگاشو از تلوزیون دوخت به رها و یه لبخند زد :ار هرطور دوست دارید صدا بزنین
من میگم این رها پسر بازه خودش میگه نه ! اخه دختر ابله تو یه ساعت نشده اینو دیدی حالا میخوای پرهام صداش کنی من که هروز میبینمش بعد یه هفته به اسم صداش زدم ...........
به خودم اومدم دیدم به به رها و پرهام دارن این فیلمه رو آنالیز میکنن راستش من خیلی اهل فیلم نیستم سکوت کردم و به یه نقطه خیره شدم .......
دست پرهام جلو صورتم تکون میخورد :بیتا ...........الووووووووووووو ؟...........خوبی !
-هان چی شده ؟
رها و پرهام زدن زیر خنده
برگرفته از رمان گره #ماکانی
دیدگاه ها (۷)

پارت ۳۹ ☆چشم غره ایی به رها رفتم که ساکت شد و پرهامم خندشو ق...

پارت ۴۰ ☆رها :راستی بیتا یادم رفت بپرسم صورتت چی شده !؟ از م...

پارت ۳۷ ☆رها :خب داشتی میگفتی چی شده شما پسر باز شدی !!؟؟؟؟؟...

پارت ۳۶ ☆با گفتن این از روی مبل بلند شد و به سمت پرهام رفت ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط