پادشاهپارت
پادشاه(پارت ۱۶)
*شب شد و ته مهیو رو برد به اونجا*
میهو:وای چ قشنگه
ته:میخوای بری تو
میهو:آره *رفتن تو*
میهو: ولی این تشک چیه ؟
ته:خب وقتی مست کردین میتونیم اونجا استراحت کنیم
میهو:مگه نوشیدنی رو آوردی ؟
ته:آره
*درحال خورد بودن که ته اومد جلو ی میهو گفت*
ته:دوست دارد *بوسیدش بعد چند دقیقه جدا شد *
میهو:این واسه چی بود؟
ته:چون دوست داشتم اینکار رو کردم
*میهو هیچی نگفت و ته دوباره بوسید بعد تموم شدن رفتن رو تخت و خوابیدن بعد نیم ساعت میهو بلند شد و رفت پیش آتیش و بعد چند دقیقه ی دختر اومد*
دختره:شما میهو هستید
میهو:بله
دختره:این نامه واسه شماست
*میهو نامه رو گرفت *
نامه^
سلام میهو من سوآ ام
بابات حالش بده بیا اینجا دختر میگه خیلی زنده نمی مونه بیا حد اقلا تو رو ی بار ببینه میدونم سرت شلوغه ولی بخاطر بابات باید این کار رو بکنی
*میهو رفت *
ته ویو:
خواب بودم که ی دفه بلد شدم دیدم میهو پیشم نیست ترسیدم که دیدم نشسته رو صندلی گریه میکنی رفتم پیشش که ی نامه رو دیدم...
*شب شد و ته مهیو رو برد به اونجا*
میهو:وای چ قشنگه
ته:میخوای بری تو
میهو:آره *رفتن تو*
میهو: ولی این تشک چیه ؟
ته:خب وقتی مست کردین میتونیم اونجا استراحت کنیم
میهو:مگه نوشیدنی رو آوردی ؟
ته:آره
*درحال خورد بودن که ته اومد جلو ی میهو گفت*
ته:دوست دارد *بوسیدش بعد چند دقیقه جدا شد *
میهو:این واسه چی بود؟
ته:چون دوست داشتم اینکار رو کردم
*میهو هیچی نگفت و ته دوباره بوسید بعد تموم شدن رفتن رو تخت و خوابیدن بعد نیم ساعت میهو بلند شد و رفت پیش آتیش و بعد چند دقیقه ی دختر اومد*
دختره:شما میهو هستید
میهو:بله
دختره:این نامه واسه شماست
*میهو نامه رو گرفت *
نامه^
سلام میهو من سوآ ام
بابات حالش بده بیا اینجا دختر میگه خیلی زنده نمی مونه بیا حد اقلا تو رو ی بار ببینه میدونم سرت شلوغه ولی بخاطر بابات باید این کار رو بکنی
*میهو رفت *
ته ویو:
خواب بودم که ی دفه بلد شدم دیدم میهو پیشم نیست ترسیدم که دیدم نشسته رو صندلی گریه میکنی رفتم پیشش که ی نامه رو دیدم...
- ۵.۵k
- ۲۴ بهمن ۱۴۰۱
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط