پادشاهپارت
پادشاه(پارت۱۵)
م.ش:آره
*شب شد ته رفت بخوابه*
ته ویو:
چیکار کنم خدا صب کنم تا فردا شه مشاور همه چیرو درست میکنه ولی من نمیتونم صب کنم آهان گل می برم میزارم جلو درش
*رفت و گذاشت*
[فردا صب]
میهوویو:
داشتم میرفتم بیرون که ی چیزی به پام خورد نگاه کردم دیدم گله فکنم علی حضرت گذاشته باشه گل رو برداشتم گذاشتم تو و با شادی رفتم پیش علی حضرت
*میهو وارد اتاق شد*
میهو:علی حضرت شما گلا بو گذاشته بودید
ته:آره
*میهو از لپش بوسید*
میهو:مرسی خیلی قشنگ بودن
ته:خواه...ش می
*میهو نزاشت حرفش رو بزنه که از اون یکی لپش بوسید*
میهو:شما دسته بندی کرده بودید
*دوباره بوسید ش*
ته:خب من باید برم
*ته شوکه شده بود و زور رفت بیرون *
میهو:وا چرا این طوری کرد ولش کن منم برم که کار دارم
*مشاور ته رو صدا کرد که ی چیزی رو نشون بده*
م.ش:تا دا اینم از این
ته:این چیه؟
م.ش:هر چیزی که در آینده اتفاق بیوفته همین جا میمونه
ته:اووو خب..خب اینجا خیلی کوچیک نیس
م.ش :بفرمایید داخل داخل خیلی دنجه
ته:از کجا بدونم که میهو هم دوسش داره
م.ش:از چند جا پرسیدم گفتن فضای باز دوست دارن
ته:باش پش شب میبرمش اینجا
م.ش:آره
*شب شد ته رفت بخوابه*
ته ویو:
چیکار کنم خدا صب کنم تا فردا شه مشاور همه چیرو درست میکنه ولی من نمیتونم صب کنم آهان گل می برم میزارم جلو درش
*رفت و گذاشت*
[فردا صب]
میهوویو:
داشتم میرفتم بیرون که ی چیزی به پام خورد نگاه کردم دیدم گله فکنم علی حضرت گذاشته باشه گل رو برداشتم گذاشتم تو و با شادی رفتم پیش علی حضرت
*میهو وارد اتاق شد*
میهو:علی حضرت شما گلا بو گذاشته بودید
ته:آره
*میهو از لپش بوسید*
میهو:مرسی خیلی قشنگ بودن
ته:خواه...ش می
*میهو نزاشت حرفش رو بزنه که از اون یکی لپش بوسید*
میهو:شما دسته بندی کرده بودید
*دوباره بوسید ش*
ته:خب من باید برم
*ته شوکه شده بود و زور رفت بیرون *
میهو:وا چرا این طوری کرد ولش کن منم برم که کار دارم
*مشاور ته رو صدا کرد که ی چیزی رو نشون بده*
م.ش:تا دا اینم از این
ته:این چیه؟
م.ش:هر چیزی که در آینده اتفاق بیوفته همین جا میمونه
ته:اووو خب..خب اینجا خیلی کوچیک نیس
م.ش :بفرمایید داخل داخل خیلی دنجه
ته:از کجا بدونم که میهو هم دوسش داره
م.ش:از چند جا پرسیدم گفتن فضای باز دوست دارن
ته:باش پش شب میبرمش اینجا
- ۵.۹k
- ۲۴ بهمن ۱۴۰۱
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط