{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

hard love❤

hard love❤
p21
ا.ت گفت: آره
جونگکوک گفت: چرا بیب
ا.ت گفت: تو میخوای بری سلنا من هم با یکی دیگه قرار از هم جدا شیم
جونگکوک گفت: خیالت راحت ما در آخر باهمیم
ا.ت گفت: من اومده بودم قاتل مامانم رو پیدا کنم نه اینکه عاشقت بشم من با تنفر به این خونه وارد شدم قرار بود با خوشحالی از این خونه برم نه دلشکسته(با گریه)
جونگکوک گفت: من بهت قول میدم به غیر از تو من با کس دیگه ای نمیرم تو هم به من قول بده به غیر از من با کسی نری
ا.ت گفت: اگه بخوام برم قلبم نمیزاره و واقعا تو چجوری این حرف رو میزنی پدرت اخراجت میکنه
جونگکوک گفت: بزار بکنه مهم اینه که من با نو باشم مهم اینه عزیزم ناراحت نباش
ا.ت گفت: قرار فردا رو چیکار کنم میتونی باهام بیای
جونگکوک گفت: این قرار تو نه من ولی اگه میخوای میام و یه جای دیگه میشینم
ا.ت گفت: آره بیا خیالم راحت تره
جونگکوک گفت: باشه عزیزم حالا بیا بخوابیم
از زبان جونگکوک
دیدم ا.ت خیلی ناراحت بود بغلش کردم و دستم رو موهاش کشیدم که ارام ارام تو بغلم خوابش برد گذاشتمش رو تخت خودم هم کنارش خوابیدم
صبح
یکی داشت دم در اتاق میزد بیدار شدیم
ا.ت گفت: کیه
سلنا گفت: منم عزیزم درو باز کن
از زبان ا.ت
جونگ کوک رفت داخل کمد
سلنا گفت: میتونم بیام داخل
ا.ت گفت: آره عزیزم بیا
دیدگاه ها (۰)

hard love❤p22سلنا گفت: خیلی برات خوشحالما.ت گفت: برای چیسلنا...

پروف عوض شد گمم نکنید

اندکی ارامش😌🖇

با اینکه شرط ها نرسید لوی گزاشتم

آتیشی که از بارون شروع شدprt23ویوی ا. توقتی به آپارتمان رسید...

Love in the dark⑦⑤چانهی: چرا گریه میکنی؟ حرف بزن این وقت شب ...

love in the dark⑨①(آخر) یک ماه بعد یومی کامل خوب شده بود و ق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط