سناریو: (وقتی دوست پسرته و برای اولین بار....)خیلی عذر می
سناریو: (وقتی دوست پسرته و برای اولین بار....)خیلی عذر میخوام ولی برای جونگین تو پارت قبلی جا نشد🫠
جونگین:
دیروز جونگین زیاد غر میزد که دلش کیک میخواد ولی خب از طرفی هم سر هردوتون شلوغ بود و نمرسیدید کیک درست کنید برای همین فرداش که روز تعطیل بود و جونگین ساعتای ۵ رفته بود باشگاه و تو شروع کردی به پخت و پز و سعی کردی تخم مرغ و مواد پروتئینی زیاد توش بریزی چون جونگین خیلی دوست داره بعد ورزشش پروتئین کافی بهش بریزه و کلا اینطوری کیک سالم تره و بعد یک ساعت همه چیز آماده شد که فهمیدی جونگین برگشته
جونگین: من اومدمممممم
ات: خوش اومدیییییبی
جونگین: عجب بویی میادددد
ات: خوبه؟
جونگین: حرف نداره....
ات: بیا که آمادهست...
جونگین: کیک پختی؟ -ذوق
رو صندلی متعجب و منتظر نشست که کیک رو گذاشتی جلوش...
ات: چطوره؟؟
جونگین: قیافهش بدجور اشتها آوره...
ات: قهوه هم درست کردم قشنگ بچسبه....
جونگین: وای دل تو دلم نیست بخورم
ات: خنده و ذوق-
سریع تقسیم کردی و دادی بهش که سریع خورد....
ات: صادقانه نظرتو بگو این اولین شیرینی منههههه....
جونگین: وای باورم نمیشه که آنقدر خوشمزهست
ات: جدا؟؟؟
جونگین: مرسی که آنقدر به فکرمی و بهم توجه میکنی
ات: یا جونگینننن....اینطوری نکن و لذت ببر...
جونگین: لبخند- واقعا فوق العاده ای...
ات: ذوق-
توهم خوردی که عاشقش شدی
ات: وای واقعا خوب درستش کردم....
جونگین: ارههه...بازم بده....
ات: خیله خب آروم تر.... -خنده
پایانننننننن
جونگین:
دیروز جونگین زیاد غر میزد که دلش کیک میخواد ولی خب از طرفی هم سر هردوتون شلوغ بود و نمرسیدید کیک درست کنید برای همین فرداش که روز تعطیل بود و جونگین ساعتای ۵ رفته بود باشگاه و تو شروع کردی به پخت و پز و سعی کردی تخم مرغ و مواد پروتئینی زیاد توش بریزی چون جونگین خیلی دوست داره بعد ورزشش پروتئین کافی بهش بریزه و کلا اینطوری کیک سالم تره و بعد یک ساعت همه چیز آماده شد که فهمیدی جونگین برگشته
جونگین: من اومدمممممم
ات: خوش اومدیییییبی
جونگین: عجب بویی میادددد
ات: خوبه؟
جونگین: حرف نداره....
ات: بیا که آمادهست...
جونگین: کیک پختی؟ -ذوق
رو صندلی متعجب و منتظر نشست که کیک رو گذاشتی جلوش...
ات: چطوره؟؟
جونگین: قیافهش بدجور اشتها آوره...
ات: قهوه هم درست کردم قشنگ بچسبه....
جونگین: وای دل تو دلم نیست بخورم
ات: خنده و ذوق-
سریع تقسیم کردی و دادی بهش که سریع خورد....
ات: صادقانه نظرتو بگو این اولین شیرینی منههههه....
جونگین: وای باورم نمیشه که آنقدر خوشمزهست
ات: جدا؟؟؟
جونگین: مرسی که آنقدر به فکرمی و بهم توجه میکنی
ات: یا جونگینننن....اینطوری نکن و لذت ببر...
جونگین: لبخند- واقعا فوق العاده ای...
ات: ذوق-
توهم خوردی که عاشقش شدی
ات: وای واقعا خوب درستش کردم....
جونگین: ارههه...بازم بده....
ات: خیله خب آروم تر.... -خنده
پایانننننننن
- ۳۲۱
- ۲۶ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط