پارت
پارت⁶⁰
ویو کوک
فکر کردم الان کلی دعوا میکنه که برم بیرون ولی لباسش رو روی شونش دراورد که افتاد پایین ولی دیدم زیرش چند تا چیز میز هست هه من احمق و باش فکر کردم که کامل لباسشو در میاره
-ات من باید برم حموم
+باشه... من رومو برمیگردونم راحت باش
-ممنون
ویو کوک
لباسم دروردم و رفتم داخل حموم و بعد ²⁰ مین اومدم بیرون دیدم ات لباس راحتی پوشیده و روی تخت دراز کشیده
ویو ات
تا کوک رفت از فرست استفاده کردمو لباسم و عوض کردم و لباس های روی زمسنو جمع کردم و رفتم داخل کلوزت و داخل یه باکس گزاشتمش و گزاشتم اون بالا
و اومدم بیرون روی تخت داراز کشیدم ولی خوابم نمیومد که یهو به در یه تقیی خورد و کوک با بالا تنه لخت اومد بیرون که من سریع رومو اون ور کردم
-لباسمو پوشیدم راحت باش
+چه زود
-هه من همینم دیگه..... بیا بریم پایین من گشنمه(بچه ها این نقطه ها مکث هستن)
+مخوای چی بخوری؟
-نمیدونم
+میخوای برات یه غذای خوشمزه درست کنم؟
-واقعا میکنی؟
+اوهوم
-اره درست کن(ذوق)
+(لبخند)
ویو ات
کوک رفت روی مبل نشست و نگاه تلویزیون میکرد من هم براش رامیون و نودل تند درست کردم با لازانیا بردم سر میز ناهار خوری گزاشتم و رفتم براش نوشابه کوکا کولا ریختم داخل لیوان با همراه یخ و گزاشتم روی میز که دیدم داره با تعجب نگام میکنه
+چیزی شده؟
-واقعا باورم نمیشد همچین ماری کنی خیلی غذا هات خوشمزه هستن
+من برای شوهر خوشگل کیوتم هر کاری میکنم(با لبخند)
-واقعا(ذوق)
+اهوم(با لبخند)
-بیا بشین بخور
+من گشنم نیست... ا راستی برم برات دسر رو بیارم
-مگه دسر هم درست کردی(ذوق)
+آله(کیوت)
ویو ات رفتم پنکیک رو از فر دراوردم و گزاشتم روی میز رفتم دیدم داخل خیچال ملی شیر موز بیرونی هست ولی خواستم خودم درست کنم رفتم و سریع یه شیر موز درست کردم و برم سر میز مه دیدم همه غذا ها رو خورده
ویو کوک
وای غذا های ات خیلی خوشمزه بود همشو خوردم مه دیدم پنکیک و شیر موز هم برام اورده واقعا که ات فرشتست ولی وایسا ببینم چرا تعجب زده نگاه میکنه
-ات چیزی شده
+تو همشو خوردی(ذوق و کیوت)
-اره
+انقدر خوشمزه بود؟
+اله حالا اینارو بده بخورم(کیوت)
+وااااا خدا تو چفدر گوگولی مگولی شدی
-ممنونم خیلی خوشمزه بودن
+خواهش میکنم
ویو ات
کوک همه دسر و غذا ها رو خورده بود و رفت روی مبل نشست پس منم رفتم ظرف ها رو گذاشتم داخل ماشین ظرفشویی و روشنش کردم خیلی خوابم میومد رفتم پیش کوک که بهش بگم من میرم بخوابم ولی قبل از اینکه چیزی بگم دستشو دور کمرم حلقه کرد و روی پای خودش نشوندم واقعا داشتم از تعجب میمردم که دهن با کرد و حرف زد
-چرا تعجب کردی بیب (با حالت ددی جذاب لعنتی اینو گفت)
+چ.. چ.. چیزه م. مم. من خوابم میاد ولم کن میخوام برم بخوابم(با لکنت)
-بیب چرا لکنت گرفتی
ویو کوک
فکر کردم الان کلی دعوا میکنه که برم بیرون ولی لباسش رو روی شونش دراورد که افتاد پایین ولی دیدم زیرش چند تا چیز میز هست هه من احمق و باش فکر کردم که کامل لباسشو در میاره
-ات من باید برم حموم
+باشه... من رومو برمیگردونم راحت باش
-ممنون
ویو کوک
لباسم دروردم و رفتم داخل حموم و بعد ²⁰ مین اومدم بیرون دیدم ات لباس راحتی پوشیده و روی تخت دراز کشیده
ویو ات
تا کوک رفت از فرست استفاده کردمو لباسم و عوض کردم و لباس های روی زمسنو جمع کردم و رفتم داخل کلوزت و داخل یه باکس گزاشتمش و گزاشتم اون بالا
و اومدم بیرون روی تخت داراز کشیدم ولی خوابم نمیومد که یهو به در یه تقیی خورد و کوک با بالا تنه لخت اومد بیرون که من سریع رومو اون ور کردم
-لباسمو پوشیدم راحت باش
+چه زود
-هه من همینم دیگه..... بیا بریم پایین من گشنمه(بچه ها این نقطه ها مکث هستن)
+مخوای چی بخوری؟
-نمیدونم
+میخوای برات یه غذای خوشمزه درست کنم؟
-واقعا میکنی؟
+اوهوم
-اره درست کن(ذوق)
+(لبخند)
ویو ات
کوک رفت روی مبل نشست و نگاه تلویزیون میکرد من هم براش رامیون و نودل تند درست کردم با لازانیا بردم سر میز ناهار خوری گزاشتم و رفتم براش نوشابه کوکا کولا ریختم داخل لیوان با همراه یخ و گزاشتم روی میز که دیدم داره با تعجب نگام میکنه
+چیزی شده؟
-واقعا باورم نمیشد همچین ماری کنی خیلی غذا هات خوشمزه هستن
+من برای شوهر خوشگل کیوتم هر کاری میکنم(با لبخند)
-واقعا(ذوق)
+اهوم(با لبخند)
-بیا بشین بخور
+من گشنم نیست... ا راستی برم برات دسر رو بیارم
-مگه دسر هم درست کردی(ذوق)
+آله(کیوت)
ویو ات رفتم پنکیک رو از فر دراوردم و گزاشتم روی میز رفتم دیدم داخل خیچال ملی شیر موز بیرونی هست ولی خواستم خودم درست کنم رفتم و سریع یه شیر موز درست کردم و برم سر میز مه دیدم همه غذا ها رو خورده
ویو کوک
وای غذا های ات خیلی خوشمزه بود همشو خوردم مه دیدم پنکیک و شیر موز هم برام اورده واقعا که ات فرشتست ولی وایسا ببینم چرا تعجب زده نگاه میکنه
-ات چیزی شده
+تو همشو خوردی(ذوق و کیوت)
-اره
+انقدر خوشمزه بود؟
+اله حالا اینارو بده بخورم(کیوت)
+وااااا خدا تو چفدر گوگولی مگولی شدی
-ممنونم خیلی خوشمزه بودن
+خواهش میکنم
ویو ات
کوک همه دسر و غذا ها رو خورده بود و رفت روی مبل نشست پس منم رفتم ظرف ها رو گذاشتم داخل ماشین ظرفشویی و روشنش کردم خیلی خوابم میومد رفتم پیش کوک که بهش بگم من میرم بخوابم ولی قبل از اینکه چیزی بگم دستشو دور کمرم حلقه کرد و روی پای خودش نشوندم واقعا داشتم از تعجب میمردم که دهن با کرد و حرف زد
-چرا تعجب کردی بیب (با حالت ددی جذاب لعنتی اینو گفت)
+چ.. چ.. چیزه م. مم. من خوابم میاد ولم کن میخوام برم بخوابم(با لکنت)
-بیب چرا لکنت گرفتی
- ۶.۶k
- ۱۲ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط