ادامه پارت
ادامه پارت⁶⁰
-بیب چرا لکنت گرفتی
+من بیبی تو نیستم ولم کن(دست کوک رو میگره که ولش)
دست کوک رو گرفت و سعی کرد که دستشو ول کنه ولی نمیکرد و بیشتر دستشو سفت میکرد که کلمه نخاسته ای از زبوت ات اومد بیرون
+آه
-میدونی آهی که گفتی تحریکم کرد
+و... و.. ولم.. ک.. ک. کن(لکنت دار)
-چرا اون وقت
+من خوابم میاد میخوام بخوابم ولم کن
ویو ات
وقتی اینو گفتم یک چشم سفیدی از پشت پنجره دیدم که کوک رو بغل کردم سفت بغلش کردم که گفت
-ات چی شده(نگران)
+کوک یه چشم از پشت پنجره دیدم میترسم
-پس یکی فوضولی داره میکنه(داخل دلش)
-بیب چرا لکنت گرفتی
+من بیبی تو نیستم ولم کن(دست کوک رو میگره که ولش)
دست کوک رو گرفت و سعی کرد که دستشو ول کنه ولی نمیکرد و بیشتر دستشو سفت میکرد که کلمه نخاسته ای از زبوت ات اومد بیرون
+آه
-میدونی آهی که گفتی تحریکم کرد
+و... و.. ولم.. ک.. ک. کن(لکنت دار)
-چرا اون وقت
+من خوابم میاد میخوام بخوابم ولم کن
ویو ات
وقتی اینو گفتم یک چشم سفیدی از پشت پنجره دیدم که کوک رو بغل کردم سفت بغلش کردم که گفت
-ات چی شده(نگران)
+کوک یه چشم از پشت پنجره دیدم میترسم
-پس یکی فوضولی داره میکنه(داخل دلش)
- ۷.۳k
- ۱۲ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط