{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای کاش کسی بود که غمخوار دلم بود

ای کاش کسی بود که غمخوار دلم بود
ماننـد غـزل های خـودم یـارِ دلم بود
عـاشق شـده بـودم دلـم از درد نمیرد
آری سخـن عشـق پرستـارِ دلـم بـود
هرجـا نفسم تنگ شـد آمـد غزلی نو
غم بـود ولی قافیـه غمخوار دلـم بود
بــازار وفــا بــود وحـراجی محبـت
یک رهگذرِ مست، خریـدار دلـم بـود
خال و خط و ابرو و لبش رنگ خدا داشت
من بنده ی او بـودم و دادار دلم بـود
رفته است ازاین کوچهٔ بن بست همان که
همسایه ی دیـوار بـه دیـوار دلم بود ...
دیدگاه ها (۷)

شبیه عطر تن او که بر لباسش هستخودش که نیست ولی دائما هراسش ه...

این شعرها دیگر برای هیچ کس نیستنه! در دلم انگار جای هیچ کس ن...

برایِ قصّه ای که ساختی پایان نیاوردیسلام ای ابر نازا! پس چرا...

تردید می‌کنی و من از یاد می‌روم این‌گونه در اسارت و آزاد می‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط