{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به خودم اومدم دیدم احساساتمو انداختم تو شیشه درشم بستم گذ

به خودم اومدم دیدم احساساتمو انداختم تو شیشه درشم بستم گذاشتم تو فریزر،کوله پشتیمو جم کردم و دارم میرم؛میرم یه جای دور،خیلی دور،یه جا که من باشمو تنهاییم،یه جا که کسی صدای گریه هامو نشنوه،یه جا که دلم واسه کسی تنگ نشه،یه جا که نیاز نباشه به کسی حالمو توضیح بدم،یه جا که احساس نفهمیده شدن نکنم!
میخوام برم یه جا که وجود خودمم حس نکنم.


#خاص
دیدگاه ها (۱)

ما که به نداشتن خیلی چیزا عادت کردیم خب توام میتونی نباشی.#خ...

خب راستش به جای رسیدم که خشم نمیاد کسی صدام کنه.#خاص

پس زده شدن خیلی حس تلخیه.آدم هیچوقت فراموش نمیکنه،شاید بعد ا...

شدیداً نیازدارم تا خودِ صبح گریه کنمو بمیرم.🖤#خاص

#سه_و_سه_دقیقه𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹³ویو لیلی ___بعد از کافه…همه رفتیم سمت...

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣3۳🦋)✥(ویو لوین کاترین)ده دقیقه شده بود که به ک...

P²⁹The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط