{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نشسته ام که برای دلم هوار کنم

نشسته ام که برای دلم هوار کنم
جواب کرده طبیبم، بگو چه کار کنم؟
اجازه هست بگویم چقدر خسته شدم
اجازه هست که نفرین به روزگار کنم؟
نگاه کن چقدر رنگ و روی من زرد است
چگونه این همه پاییز را بهار کنم؟
چقدر ساده مرا گیسویت به بند کشید
خدا نیاورد آن روز را فرار کنم
من: عاشق تو، تو: معشوق من، بفرمایید
ازین دو تا به کدامینش افتخار کنم
دیدگاه ها (۶)

دوری ولی شااااید دلت همراه من باشدیا در سرت سودای اینجا آمدن...

به رغم عاشقی، از غم کناره می‌گیرمبرای آمدنت... استخاره می‌گی...

دل من در تب و تاب است تو کی می آییحال من بی تو خراب است تو ک...

می نوشتم عشق ,دستم بوی شبنم میگرفتآهِ حوای درون ,دامان آدم م...

پارت ۴۲ناروتو، تا جایی که میتوانست جلوی خودش را گرفت تا ان پ...

« چند پارتی تهیونگ »پارت چهارماعتراف تهیونگ هنوز در هوا معلق...

اعتماد پارت|۳۲|

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط