{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دل من در تب و تاب است تو کی می آیی

دل من در تب و تاب است تو کی می آیی
حال من بی تو خراب است تو کی می آیی
تو نباشی همه دنیا که سرابی بیش نیست
آب هم بی تو سراب است تو کی می آیی
ترسم که بمیرم ، من تو را سیر نبینم
عمر من عمر حباب است تو کی می آیی
این همه مست ولی مست تو بودن دگر است
چشم تو مستی ناب است تو کی می آیی
جنّت از دست دهم بس که گنه کرده دلم
دیدنت عین ثواب است تو کی می آیی
حاصل عمر چه باشد گر که دلدارم نیست
حاصلش رنج و عذاب است تو کی می آیی
من به وصل تو رسم یا نرسم مهتابم
نکند وصل تو خواب است تو کی می آیی
دیدگاه ها (۴)

نشسته ام که برای دلم هوار کنمجواب کرده طبیبم، بگو چه کار کنم...

دوری ولی شااااید دلت همراه من باشدیا در سرت سودای اینجا آمدن...

می نوشتم عشق ,دستم بوی شبنم میگرفتآهِ حوای درون ,دامان آدم م...

رفتیم و کس نگفت ز یاران که یار کو؟آن رفته‌ی شکسته دل بی قرار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط