خیل خب باشه گریه نکن حرفتو باور کردمکوک اون تهیونگ از ب
خیل خب باشه گریه نکن حرفتو باور کردم._کوک اون تهیونگ از بگی با هم دوستیم ولی اون خیلی نگرانمه و نمیخاد بهم اسیب برسه با ابن حرفم کوک عصبانی شد و روشو کرد اونور انگار میخواست خودش مراقبم باشه+گوش کن چی میگم من دیگه صد سال دیگه هم نمیزارم از پیشم بری برامم مهم نیست اون دوستت نگرانت میشه یا نه تو تا اخر عمر پیشه منی_باشه هیچ ولت نمیکنم هرگز با این حرفم کوک اروم شد منو تو اغوشش گرفت و گفته +ببخشید تند رفتم تازه هق هق من هیچ وقت ازت سوئ استفاده نمیکنم هیچ وقت هق هق بهت اسیب نمیزنم_هیسسس مگه منم حرف تهیونگ رو باور کردم(تهیونگ لاورا عصبانی نشید اخرش تهیونگ هم با یکی خوش بخت میشه
- ۱۱.۰k
- ۲۵ فروردین ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط