{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشقانه ای در دهه ۵۰

عاشقانه ای در دهه ۵۰
پارت ۳۶

آلن = اینقدر کوچیک؟

! وایسا چرا این همه جا اشغال میکنید ؟ نکنه کل فرانسه رو با خودتون آوردید

♡ هیچ کدومتون ازدواج نکردین درسته؟ هر جای دنیا هم کخ باشی میبین لباس خانوما بیشتر از آقایون هست

آلن اروم تو گوش جان میگه = جدا؟

!فک کنم اره

و جان و آلن از اتاق رفتن بیرون ساعت بعد املیا رسید و متوجه قضیه شد هر چهار نفر ( ملکه هم بود ) جلوی تخت بودن و دست به سینه به تخت نگاه میکردن

♡ املیا باید میدیدیشون ،انگار داشتن سر قلمروشون مرز تعیین می کردن ، سر هر وجبش بحث میکردن ، ولی الان شما دو تا تو یه اتاقین میخوای چیکار کنی ؟

ملکه = یه ضرب المثلی هست که میگه با رئیست مدارا کن به زیر دستت سخت بگیر دقیقا اونا هم همین رفتار رو انجام دادن

+ خاله شری بهم میگفت وقتی یکی اصرار داره اون یکی باید کوتاه بیاد ......‌من که پرچم فرانسه رو تو روستای مرزی بالا بردم ، اونم زهرشو ریخت ......بیاین یه ذره اینجا رو جمع و جور کنیم

٪ لحاف و تشک و چیکار کنیم ؟

+فعلا بهش دست نزنین ببینم چی میشه

٪چشم

املیا رفت سراغ میزش که روش کلی خرت و پرت بود و بقیه شون این طرف بودن

ملکه =من تهیونگ رو میشناسم ،خدا به املیا صبر بده ( اروم)

♡ خاله چرا علیه پسرتون حرف میزنین ( خنده )

ملکه =علیه اش حرف نمیزنم تو روشم گفتم قبلا ، بعدشم دورغ نیست که

♡ باشه باشه ( خنده )

...........................................................

انکار می کنند و انکار می کنند ...
بودن تورا در خانه و اتاق انکار می کنند .
می گویند نیستی ؛ میگویند توهم می زنم ...
اما بگذار هرچه می خواهند بگویند . متوهم بودن من چه ارزشی دارد اگر تو توهمم باشی ؟!
😘😘
دیدگاه ها (۹)

عاشقانه ای در دهه ۵۰پارت ۳۷ویو راوی شب بود و همه تازه شامشون...

عاشقانه ای در دهه ۵۰پارت ۳۸ ویو راوی املیا وارد دستشویی شد و...

عاشقانه ای در دهه ۵۰پارت ۳۵ویو راوی مرده خیلی اعصبانی شد و ن...

بچه ها این زیبارو فالو کنید خیلی خوبه ایدیش = @m.j_i.n

عاشقانه ای در دهه ۵۰پارت ۲۱ویو راوی تهیونگ محکم گلوی املیا ...

عاشقانه ای در دهه ۵۰ پارت ۶۴ویو راوی لوئیس رو دید که داشت ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط