{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امروز کنار خیابون ایستاده بودم ...

امروز کنار خیابون ایستاده بودم ...
یه دختره با جنسیس اومد جلوم ترمز کرد و گفت : ببخشید اقا میخوام برم صادقیه ...
منم بهش گفتم :
کار خوبی میکنی .. خیلی جای خوبیه ...
برو به امید خدا ...
ازخنده دیگه نمیتونست حرکت کنه
دیدگاه ها (۲۱)

#اونـ_مالـ_منهـᏢᎪᏒᏆ23 ته:دوست دارمکوک:ته میدونم ولی گفتم منم...

سناریو در خواستیییی چیفویو

shede and shineپارت 10رفتیم داخل عمارت........عمو هان هم بود...

رمان : قلب در تاریکی

پارت نهیونگی: لونا لونا( با داد ) یونگی لونا رو برد بیمارستا...

رمان دخت من

این پایینو ببین🤣🎀عروسک من😈🔞پارت هجدهم دستامو روی سپر سینه ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط