{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت نه

پارت نه

یونگی: لونا لونا( با داد )
یونگی لونا رو برد بیمارستان
ویو بیمارستان
لونا: من کجام
یونگی: حالت خوبه
لونا: من سرم گیج رفت
یونگی: لونا ببخشید همش تقصیر منه لطفاً غذا بخور دکتر گفت خیلی ضعیفی
لونا: فکر کردی میبخشمت زود باش فردا باید برم مدرسه
یونگی: نه تو باید اینجا بمونی فردا مدرسه نرو
لونا: هرچی گفتی گوش دادم من فردا باید برم مدرسه
یونگی: باشه راستی مامانت اینا فردا شب میرسن
لونا: باشه بیا بریم
فردا صبح
لونا: من میرم مدرسه
یونگی: بیا باهم بریم
ویو مدرسه
ذهن لونا: من باید از جین عذرخواهی کنم بخاطر من یونگی باهاش دعوا کرد
لونا: جین
جین: چیه
لونا: عذر میخوام
جین: مشکلی نیست
لونا رفت توی حیاط این زنگ معلم نداشتن
پسره: سلام ببخشید شما از ایران اومدین
لونا: آره
پسره: اسم من سوهو هست دوست دختر من عاشق ایرانه یه لحظه میشه اینجا وایسین برم بیارمش
لونا: باشه حتما
دختره: سلام اسم من یونا هست
لونا: اسم منم لونا هست دوست پسرت گفت که از ایران خوشت میاد
یونا: آره

ویو یونگی
این زنگ معلم نداشتیم پس رفتم توی کلاس قبلیم پیش دوستام وقتی اومد از کلاس بیرون دیدم لونا کنار یه پسر نشسته.........
دیدگاه ها (۲)

Iove and the moonPart15وارد خونه که شدیم به سمت اتاق رفتم ...

پارت 2 رمان✨ عشق مدرسه ای✨که یهو زنگ تفریح خورد که داشتم میر...

سناریو در خواستیییی چیفویو

پارت دوازدهم یونگی: من خونم بهت میدم ولی اون موقعه میری درست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط