{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Forced Marriage

Forced Marriage
Part 54

دو هفته گذشته بود

فقط دو هفته مونده بود

و هر روز که می‌گذشت

اون روز نزدیک‌تر می‌شد

اما هنوز هیچکدوممون چیزی نمی‌گفتیم

اون روز توی شرکت

جین متوجه شد حواسم پرته

&جنا

+هوم؟

&چند دقیقه‌ست داری به یه صفحه خالی نگاه می‌کنی

نگاهی به مانیتور انداختم

+حواسم نبود

جین لبخند کوچیکی زد

&به خاطر دو هفته دیگه؟

ساکت شدم

چون جوابش معلوم بود

یونا که کنارمون بود

آروم گفت

×جنا...

×مطمئنی می‌خوای همه چیز مثل قبل بشه؟

نگاهش کردم

+منظورت چیه؟

×هیچی

×فقط اینکه بعضی چیزا وقتی عوض میشن، دیگه مثل قبل نمی‌شن

چیزی نگفتم

عصر که به خونه برگشتم

تهیونگ توی پذیرایی نشسته بود

چند تا برگه روی میز بود

نگاهم روی برگه‌ها افتاد

همون برگه‌هایی که قرار بود همه چیز رو تموم کنه

تهیونگ متوجه نگاهم شد

سریع برگه‌ها رو جمع کرد

ـ هنوز زوده

+برای چی؟

چند لحظه سکوت کرد

ـ هیچی

ولی هر دومون می‌دونستیم

اون برگه‌ها یعنی پایان

شب

تهیونگ توی اتاقش نشسته بود

به تاریخ روی تقویم نگاه می‌کرد

فقط دو هفته مونده بود

دو هفته تا روزی که باید جنا رو آزاد می‌کرد

اما نمی‌فهمید چرا

فکر کردن به از دست دادنش

اینقدر براش سخت شده بود


#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts #fake #Music #Favorites #Jennie #Lisa #Rose #Jisoo #Blackpink #BTS #Jungkook #V #Jimin #Jin #hope #RM #Suga
دیدگاه ها (۲)

مهمونی پارت ۶۱

پُشتِ مَرز دوست داشتنپارت دومویو تهیونگ :همین که سرم رو بالا...

ᴘᴀʀᴛ ۳۶ | یه تصمیم برای آیندهچند هفته گذشت...آرا روزبه‌روز ب...

پارت ۱۲صدای خنده‌ی لینا و جین‌وو هنوز از طبقه پایین می‌اومد....

چند پارتی تهیونگ

✈️ چند روز بیشترپارت ۷ شب، کنار رودخونه نشسته بودن.هوا خنک ش...

خونه‌ی سه شیطونپارت ۱۲ — لو رفتی رها!جونگکوک از وقتی تهیونگ ...

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟗ساعت از نیمه‌شب گذشته بود.اِریا کنار پ...

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝒆’𝒔 𝑪𝒉𝒐𝒊𝒄𝒆Part 36چند روز از برگشتن ویولت و هوسوک به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط