اما...
اما...
هنوزیه چیزی کم دارم
حسی مث دلواپسی
حس دوباره گم شدن
یه جایی پشت بی کسی
هنوزبه فکرگفتنم
به فکرزیر و روشدن
امایه چیزی کم دارم
برای قصه گوشدن
می خوام دوباره تب کنم
گربگیرم,نفس نفس
بایک ترانه گل کنم
تازه بشم,همین وبس
امایه چیزی کم دارم
چیزی به رنگ چشم تو
غم غریب یک سفر
غم قشنگ چشم تو
می خوام دوباره گم بشم
توکوچه های بچگی
می خوام منم تازه بشم
قدبکشم,راس راسکی
می خوام منم سربزنم
ازته بی حوصلگی
به سبزی خاطره ها
به سرخی دیوونگی
ازتوغزل سرا بشم
وقف ثانیه هابشم
خودخودخدابشم
امابرای عاشقی
هنوز یه چیزی کم دارم
تاته خواب خوب تو
قدم قدم بدمی آرم...
"شهیار قنبری"
هنوزیه چیزی کم دارم
حسی مث دلواپسی
حس دوباره گم شدن
یه جایی پشت بی کسی
هنوزبه فکرگفتنم
به فکرزیر و روشدن
امایه چیزی کم دارم
برای قصه گوشدن
می خوام دوباره تب کنم
گربگیرم,نفس نفس
بایک ترانه گل کنم
تازه بشم,همین وبس
امایه چیزی کم دارم
چیزی به رنگ چشم تو
غم غریب یک سفر
غم قشنگ چشم تو
می خوام دوباره گم بشم
توکوچه های بچگی
می خوام منم تازه بشم
قدبکشم,راس راسکی
می خوام منم سربزنم
ازته بی حوصلگی
به سبزی خاطره ها
به سرخی دیوونگی
ازتوغزل سرا بشم
وقف ثانیه هابشم
خودخودخدابشم
امابرای عاشقی
هنوز یه چیزی کم دارم
تاته خواب خوب تو
قدم قدم بدمی آرم...
"شهیار قنبری"
- ۱.۴k
- ۱۲ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط