ادامه پارت
ادامه پارت ۲۹
از کنار قفسه های کتاب میگذشت که جلد یک کتاب نظرشو جلب کرد..
با ابروهای بالا رفته دو قدمی که طی کرده بود رو عقب اومد و انگشتاشو دو طرف اون قرار داد و کتابو از بین بقیه کتاب ها بیرون کشید..
آبنبات چوبیه تو دهنشو با دندوناش نگه داشت و هر دو دستشو برای باز کردن اون کتاب مقابلش گرفت..
+لعنتی این جلد از کتابو هر جا گَشتم حتی امانت هم بهم نمیدادن! حالا چطور اون انقد راحت تو قفسه کتاباش نگهش داشته؟!؟
اولین صفحهٔ اونو اورد و شروع به خوندنش کرد و همونطور که نگاهش روی خط به خطش میدوید ؛آهسته و با احتیاط قدم هاشو به سمت صندلی ای که پشت میز کار قرار داشت، برداشت.
صندلی چرخ داری که حالا روش قرار داشت رو تکون میداد تا حداقل کمی از ذوقش که بخاطر پیدا کردن اون کتاب بود مخفی بشه..
با هر کلمه ای که میخوند لبخندش نسبت به قلب پر رنگ تر میشد..
با حس لرزش موبایلش که داخل جیب شومیزش قرار داشت تکون ریز خورد و بدون اینکه نگاهشو از کتاب بگیره تماس رو وصل گرفت و بلافاصله روی اسپیکر گذاشت..
نظر؟
از کنار قفسه های کتاب میگذشت که جلد یک کتاب نظرشو جلب کرد..
با ابروهای بالا رفته دو قدمی که طی کرده بود رو عقب اومد و انگشتاشو دو طرف اون قرار داد و کتابو از بین بقیه کتاب ها بیرون کشید..
آبنبات چوبیه تو دهنشو با دندوناش نگه داشت و هر دو دستشو برای باز کردن اون کتاب مقابلش گرفت..
+لعنتی این جلد از کتابو هر جا گَشتم حتی امانت هم بهم نمیدادن! حالا چطور اون انقد راحت تو قفسه کتاباش نگهش داشته؟!؟
اولین صفحهٔ اونو اورد و شروع به خوندنش کرد و همونطور که نگاهش روی خط به خطش میدوید ؛آهسته و با احتیاط قدم هاشو به سمت صندلی ای که پشت میز کار قرار داشت، برداشت.
صندلی چرخ داری که حالا روش قرار داشت رو تکون میداد تا حداقل کمی از ذوقش که بخاطر پیدا کردن اون کتاب بود مخفی بشه..
با هر کلمه ای که میخوند لبخندش نسبت به قلب پر رنگ تر میشد..
با حس لرزش موبایلش که داخل جیب شومیزش قرار داشت تکون ریز خورد و بدون اینکه نگاهشو از کتاب بگیره تماس رو وصل گرفت و بلافاصله روی اسپیکر گذاشت..
نظر؟
- ۴.۱k
- ۰۷ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط