طلاهایش را که داد از درِ ستاد پشتیبانی جنگ،بیرون رفت ...
طلاهایش را که داد از درِ ستاد پشتیبانی جنگ،بیرون رفت ... جوان، داد زد: حاج خانم ... رسید طلاها... !؟ خندید و گفت: دو تا پسرم رو دادم رسید نگرفتم ...
"هفتۀ خاطرات عشق و ایثار، گرامی باد"
"هفتۀ خاطرات عشق و ایثار، گرامی باد"
- ۷۰۶
- ۰۲ مهر ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط