{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

PART

𝐕𝐚𝐦𝐩𝐢𝐫𝐞 𝐋𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐭 𝐔𝐧𝐢𝐯𝐞𝐫𝐬𝐢𝐭𝐲 𝐚𝐧𝐝 𝐭𝐡𝐞 𝐁𝐞𝐠𝐢𝐧𝐧𝐢𝐧𝐠 𝐨𝐟 𝐚 𝐂𝐮𝐫𝐬𝐞
PART¹⁵

(آرا+)(جانگ هوسوک–)(پدر آرا∆)(مادر آرا=)
آرا خواست بلند بشه اما جانگ نگهش داشت.
–هوم این بار از بوسه فرار کردی ولی دفعه بعد راه فراری نیست!
این رو میگه و پیشونی آرا رو میبوسه و بلند میشه و دست آرا رو هم میگیره تا بلندش کنه و هردو میرن طبقه پایین به سمت اتاق غذا خوری تا شام بخورند.در طی شام پدر آرا کمی درمورد آرا صحبت کرد و بعدش درمورد کار صحبت کردن.
∆هی آقای جانگ امشب اینجا بمون!
آرا از حرف پدرش متعجب میشه و دست هوسوک رو فشار میده تا بهش بفهمونه که قبول نکنه ولی...
–اوه حتماً!میتونم توی اتاق مهمون بمونم!
=نیازی نیست توی اتاق مهمون بخوابید،از اونجایی که آرا بارداره مطمئنم چیزی بینتون اتفاق نمیفته پس میتونی توی اتاق آرا بخوابی.
∆آره مشکلی نیست
–با کمال میل...خوشحال میشم کنار همسر آیندم بخوابم،مگه نه بیب؟
آرا به زور میگه
+البته هوسوک
بعد از شام آرا و مادرش مشغول جمع کردن میز میشن و هوسوک و پدر آرا مشغول حرف زدن بودن و کمی شراب فرانسوی میخوردن،بعد از مدتی آرا و مادرش هم می‌نشینند و آرا لیوان شراب رو از هوسوک میگیره و برای اینکه پدرش شک نکنه او رو عزیزم صدا میزنه.
+عزیزم بسه نمی‌خوای که مست بشی!
–اوه حتما
بعد از مدتی برای خواب به اتاق آرا میرن و آرا یه بالشت و پتو به سمت هوسوک پرتاب می‌کنه و به کاناپه گوشه اتاق اشاره می‌کنه!
+اونجا می‌خوابی!
–اوه نه بیب!ممکنه نیمه شب مامانت بیاد به ما سر بزنه تو که نمی‌خوای درموردمون شک کنن؟در ضمن ما قبلا هم کنار هم خوابیدیم از نوع خوبش!(نیشخند)
+ساکت!باشه ولی حق نداری لمسم کنی!
–هوم
هوسوک لباساش رو در میاره و فقط لباس زیر پوشیده و آرا چشماش رو میپوشونه
+هی چیکار می‌کنی؟
–نمیتونم با لباس بخوابم در ضمن تو منو توی شرایطی بدتر دیدی!
+چرا نمیتونی؟
–اوه بیب لجبازی نکن و فقط قبول کن!
بلاخره بعد از کلی دعوا کردن آرا قبول می‌کنه و شب رو کنار هم می‌خوابن و هوسوک آرا رو محکم در آغوش میگیرن.صبح روز بعد آرا با درد شدیدی توی گردنش بیدار میشه و یاد حرف های هوسوک درمورد مارک گردنش میفته پس تصمیم میگیره هوسوک رو صدا کنه.
+استاد...بیدار بشید!
–هوم چیه بیب؟
+می‌خوام مارکم رو تمدید کنی!
هوسوک هوشیار میشه.
–چی؟واقعا؟
+آره دیگه نمیتونم دردش رو تحمل کنم!تمدیدش که درد نداره؟
–نه سریع تمومش میکنم فقط بی حرکت بمون!
هوسوک سرش رو فرو می‌کنه توی گردن آرا و بوی وانیلش رو عمیق استشمام می‌کنه.
–عاشق بوی وانیلتم!
سپس به آرامی همون جای نیش قبلی رو میبوسه و مک محکمی میرنه و سپس دندون های نیشش رو آهسته وارد پوست و گوشت آرا می‌کنه.
+میسوزه!
هوسوک کمی عقب می‌کشه
–میدونم ولی تحمل کن فقط چند ثانیه طول می‌کشه بعدش خوب میشه
+باشه
هوسوک دوباره کارش رو از نو شروع می‌کنه و شروع می‌کنه به مکیدن خون آرا بعد از 2 مین عقب می‌کشه و جای خون روی گردن رو با زبون پاک می‌کنه و سپس لب هاش رو با زبون تمیز می‌کنه و پیشونی دختر رو میبوسه!
–تمدید بعدی 2 روز دیگه انجام میشه.
+ممنون!
–دوستت دارم آرا!
آرا میخواست اعتراف کنه اما غرورش بهش اجازه نداد پس سکوت کرد.

ادامه دارد...
𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐬𝐭𝐨𝐫𝐢𝐞𝐬:𝐄𝐧𝐜𝐡𝐚𝐧𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐭𝐡𝐞 𝐐𝐮𝐢𝐥𝐥
(طلسم‌گر قلم)
دیدگاه ها (۲)

𝐕𝐚𝐦𝐩𝐢𝐫𝐞 𝐋𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐭 𝐔𝐧𝐢𝐯𝐞𝐫𝐬𝐢𝐭𝐲 𝐚𝐧𝐝 𝐭𝐡𝐞 𝐁𝐞𝐠𝐢𝐧𝐧𝐢𝐧𝐠 𝐨𝐟 𝐚 𝐂𝐮𝐫𝐬𝐞PART¹...

𝐕𝐚𝐦𝐩𝐢𝐫𝐞 𝐋𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐭 𝐔𝐧𝐢𝐯𝐞𝐫𝐬𝐢𝐭𝐲 𝐚𝐧𝐝 𝐭𝐡𝐞 𝐁𝐞𝐠𝐢𝐧𝐧𝐢𝐧𝐠 𝐨𝐟 𝐚 𝐂𝐮𝐫𝐬𝐞PART¹...

𝐕𝐚𝐦𝐩𝐢𝐫𝐞 𝐋𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐭 𝐔𝐧𝐢𝐯𝐞𝐫𝐬𝐢𝐭𝐲 𝐚𝐧𝐝 𝐭𝐡𝐞 𝐁𝐞𝐠𝐢𝐧𝐧𝐢𝐧𝐠 𝐨𝐟 𝐚 𝐂𝐮𝐫𝐬𝐞PART¹...

𝐕𝐚𝐦𝐩𝐢𝐫𝐞 𝐋𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐭 𝐔𝐧𝐢𝐯𝐞𝐫𝐬𝐢𝐭𝐲 𝐚𝐧𝐝 𝐭𝐡𝐞 𝐁𝐞𝐠𝐢𝐧𝐧𝐢𝐧𝐠 𝐨𝐟 𝐚 𝐂𝐮𝐫𝐬𝐞PART¹...

𝐕𝐚𝐦𝐩𝐢𝐫𝐞 𝐋𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐭 𝐔𝐧𝐢𝐯𝐞𝐫𝐬𝐢𝐭𝐲 𝐚𝐧𝐝 𝐭𝐡𝐞 𝐁𝐞𝐠𝐢𝐧𝐧𝐢𝐧𝐠 𝐨𝐟 𝐚 𝐂𝐮𝐫𝐬𝐞Part²...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط