{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت خون ملکه خاص

پارت 8 خون ملکه خاص

- و اینکه وقتی خواستی جایی بری بهم بگو
کوک رفت و در رو بست
بعد چند دقیقه چند نفر با کلی لباس اومدن منم کلی لباس انتخاب کردم و بعدش ی لباس عالی برای امشب انتخاب کردم حتی گفتم یکی از اونها بره به کوک بگه که میخوام یکی بیاد هم مو هام رو درست کنه هم ارایشم کنه بعدش که همه شون رفتن من رفتم حموم خیلی خسته شده بودم وقتی اومدم بیرون حوله ای که انتخاب کرده بودم رو پوشیدم و اومدم روی تخت دراز کشیدم انقدر خسته شده بودم که نفهمیدم کی خوابم برد
« ویو کوک »
کار هام تقریبا تموم شده بود رفتم که به ا.ت سر بزنم و بهش بگم که تا نیم ساعت دیگه آرایشگر میاد وقتی در اتاق رو باز کردم دیدم با موهای خیس و حوله خوابیده رفتم کنارش نشستم و دستم به مو هاش کشیدم که ی دفع مثل برق گرفته ها بلند شد جیغ کشید
« ویو ا.ت »
احساس میکردم که یکی داره به مو هام دست میزنه از ترس اینکه چون با حوله خوابیده بودم یکی اومده باشه و بهم دست زده باشه سریع بلند شدم و جیغ زدم
که دیدم کوکه و داره بهم نگاه میکنه حوله رو سفت به خودم بستم گفته های حواست هست چه غلطی میکنی
که گفت آروم باش فقط اومدم که بهت بگم آرایشگر تا نیم ساعت دیگه میاد و منم برای اینکه بهت صدمه نزنه همین جا می مونم
+ خب باشه اما الان برو بیرون میخوام لباس بپوشم
- باشه
کوک رفت بیرون سریع لباسی که انتخاب کرده بودم رو پوشیدم و بعد کوک در زد گفت
- ا.ت آرایشگر اومده می تونیم بیایم تو
+ آره بیاد
« ویو کوک »
وقتی آرایشگر اومد در زدم و گفتم آرایشگر اومده می تونیم بیایم تو که ا.ت گفت آره وقتی در رو باز کردم و ا.ت رو دیدم مثل فرشته ها شده بود خیلی اون لباس به تنش نشسته بود
« ویو ا.ت »
+ کوک کوک ککککووووکک
- ها چیه
+ مات من شده بودی انقدر ازم خوشت اومده ( دستش رو پشتش گرفته تموم میخوره )
کوک ی نگاه خیلی زیر چشمی به آرایشگر کرد و گفت
اره قشنگم
قشنگ معلوم بود میخواست جلوی اون تظاهر کنه
( علامت آرایشگر ~ )
~ بفرمائید بنشینید
+ چشم کوک تو هم اونجا بشین تا من حاضر بشم اوک
- باش
( دو ساعت بعد )
~ خب تموم شد
+ وای چه خوشگل شدم کوک نظر تو چیه
- آره قشنگ شدی
ساعت 7 بود دیگه کم مونده بود تا خانواده کوک بیان که رفتیم تو حال نشستیم که بعد چند دقیقه صدای در اومد وقتی رفتیم در رو باز کردیم ....
« پایان پارت 8 »
دیدگاه ها (۱۷)

لباس ا.تمدل مو ا.تبین اون دو تا کفش یکی رو انتخاب کنید

پارت 9 خون ملکه خاصدر رو باز کردیم ی پسره مثل جت کوک رو بغل ...

« پارت 7 خون ملکه خاص »- تو می تونی منو کوک صدا کنی+ کوک یعن...

پارت 6 خون ملکه خاصچشم هام رو باز کردم که دیدم تو ی اتاق سلط...

پارت ۱۳ ویو ا / ت داشتم موهام رو جلو آینه با سشوار خشک میکرد...

ویو کوکبعد ۴ ساعت بلاخره اومدم خونه که دیدم ا/ت نیست و دوتا ...

وقتی باهاش..... درخواستی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط