پارت خون ملکه خاص
پارت 6 خون ملکه خاص
چشم هام رو باز کردم که دیدم تو ی اتاق سلطنتی با تم قرمز و مشکی بودم خیلی ذوق کردم یعنی منو آورده خونه اش ووییی آروم باش ( اروم میره زیر پتو ) آخ این چی بود اوه راستی دستم وایسا ببینم این لباس چیه تن من نکنه لباسم هم عوض کرده اگه اینجوری باشه که خیلی هوله و منحرفه
داشتم فکر میکردم و می خندیدم که در باز شد خیلی آروم زیر پتو چشم هام رو بستم که اومد کنارم نشست و گفت دختر میدونم بیدار شدی پاشو غذاتو بخور
« ویو کوک »
وقتی آوردمش به سرزمین خون اشام ها سریع به قصر بردمش موقع رفتن به اتاقم همه میخواستم به سمتم بیان چون بالاخره داشتن بوی خون ا.ت رو حس میکردن و به طرز عجیبی بوی تلخش جای خودش رو به بوی شیرین و تحریک کننده ای داده بود پس اون ها هم وسوسه میشدن برای همین داد زدم و گفتم اگه کسی نزدیکش بیاد از روی زمین حذفش میکنم فهمیدید و بعد بردمش توی اتاق خودم تا کسی نتونه نزدیکش بشه
لباس هاش رو عوض کردم و لباس راحتی تنش کردم
بدنش قشنگ بود ولی خب دلم براش نلرزیده فقط مجبورم مال خودم کنمش رفتم براش غذا بیارم وقتی برگشتم زیر پتو بود و می خندید که گفتم میدونم بیداری بیا غذات رو بخور
« پایان ویو کوک »
« ویو ا.ت »
آروم از زیر پتو اومدم بیرون گفتم تو کی هستی تا نگی هیچی نمی خورم اما چون داری خودت رو میکشی که بخورم تا تو تعریف کنی منم غذام رو میخورم ( خیلی جدی ) ظرف غذا رو برداشتم و داشتم میخوردم که با ذهن پر گفتم
+ نمیخوای حرف بزنی
- خب میگم فقط وسط حرف ام نپر ( سرد )
- ببین تو خون خاص داری که تو رو خاص میکنه
+ خب چه فرقی داره
- ببین تو با احساساتت خونت هم واکنش نشون میده وقتی ناراحت یا عصبی هستی تلخ و هر چه شدتش بیشتر باشه خونت هم تلخ تر میشه اما اگر قلبت بشکنه و گریه کنی از چشمات بجای اشک خون میاد
اگر هم خیلی خوشحال بشی یا قلبت برای کسی که دوسش داری بتپه خونت خیلی شیرین میشه اما اگه عشقتون دو طرفه بشه و باهام بخوابید خونت مزه عسل میگیره
+ خب به تو چه که منو آوردی اینجا ( دهن پر )
- من باید با کسی که خون خاص داره ازدواج کنم تا بتونم پادشاه بشم
+ خب
تازه فهمیدم چی شد که غذا توی دهنم رو سریع قورت دادم باید چی بگم اگه بگم اره یعنی هولم و اونم ازم سرد میشه اگه بگم نه و اون هم قبول کنه دهنم سرویس میشه صبر کن الان جمع اش میکنم
+ ببین خب من قسط ادامه تحصیل دارم فعلا از خبر ما بگذر
( ذهن کوک )
این چی میگه الان چجوری جلو خنده ام رو بگیرم کوک آروم باش
- من ازت سوال نپرسیدم ( سرد )
+ خب باشه قبول ولی من چی صدات کنم
- تو می تونی منو ...
« پایان پارت 6 »
چشم هام رو باز کردم که دیدم تو ی اتاق سلطنتی با تم قرمز و مشکی بودم خیلی ذوق کردم یعنی منو آورده خونه اش ووییی آروم باش ( اروم میره زیر پتو ) آخ این چی بود اوه راستی دستم وایسا ببینم این لباس چیه تن من نکنه لباسم هم عوض کرده اگه اینجوری باشه که خیلی هوله و منحرفه
داشتم فکر میکردم و می خندیدم که در باز شد خیلی آروم زیر پتو چشم هام رو بستم که اومد کنارم نشست و گفت دختر میدونم بیدار شدی پاشو غذاتو بخور
« ویو کوک »
وقتی آوردمش به سرزمین خون اشام ها سریع به قصر بردمش موقع رفتن به اتاقم همه میخواستم به سمتم بیان چون بالاخره داشتن بوی خون ا.ت رو حس میکردن و به طرز عجیبی بوی تلخش جای خودش رو به بوی شیرین و تحریک کننده ای داده بود پس اون ها هم وسوسه میشدن برای همین داد زدم و گفتم اگه کسی نزدیکش بیاد از روی زمین حذفش میکنم فهمیدید و بعد بردمش توی اتاق خودم تا کسی نتونه نزدیکش بشه
لباس هاش رو عوض کردم و لباس راحتی تنش کردم
بدنش قشنگ بود ولی خب دلم براش نلرزیده فقط مجبورم مال خودم کنمش رفتم براش غذا بیارم وقتی برگشتم زیر پتو بود و می خندید که گفتم میدونم بیداری بیا غذات رو بخور
« پایان ویو کوک »
« ویو ا.ت »
آروم از زیر پتو اومدم بیرون گفتم تو کی هستی تا نگی هیچی نمی خورم اما چون داری خودت رو میکشی که بخورم تا تو تعریف کنی منم غذام رو میخورم ( خیلی جدی ) ظرف غذا رو برداشتم و داشتم میخوردم که با ذهن پر گفتم
+ نمیخوای حرف بزنی
- خب میگم فقط وسط حرف ام نپر ( سرد )
- ببین تو خون خاص داری که تو رو خاص میکنه
+ خب چه فرقی داره
- ببین تو با احساساتت خونت هم واکنش نشون میده وقتی ناراحت یا عصبی هستی تلخ و هر چه شدتش بیشتر باشه خونت هم تلخ تر میشه اما اگر قلبت بشکنه و گریه کنی از چشمات بجای اشک خون میاد
اگر هم خیلی خوشحال بشی یا قلبت برای کسی که دوسش داری بتپه خونت خیلی شیرین میشه اما اگه عشقتون دو طرفه بشه و باهام بخوابید خونت مزه عسل میگیره
+ خب به تو چه که منو آوردی اینجا ( دهن پر )
- من باید با کسی که خون خاص داره ازدواج کنم تا بتونم پادشاه بشم
+ خب
تازه فهمیدم چی شد که غذا توی دهنم رو سریع قورت دادم باید چی بگم اگه بگم اره یعنی هولم و اونم ازم سرد میشه اگه بگم نه و اون هم قبول کنه دهنم سرویس میشه صبر کن الان جمع اش میکنم
+ ببین خب من قسط ادامه تحصیل دارم فعلا از خبر ما بگذر
( ذهن کوک )
این چی میگه الان چجوری جلو خنده ام رو بگیرم کوک آروم باش
- من ازت سوال نپرسیدم ( سرد )
+ خب باشه قبول ولی من چی صدات کنم
- تو می تونی منو ...
« پایان پارت 6 »
- ۵.۷k
- ۱۵ اسفند ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط