{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#بچـه که بودیم،

#بچـه که بودیم،
وقتی چشم میذاشتیم،
حتی اگه تا صد هم می شمردیم،
#دوست هامون رو پیدا می کردیم...
پشت دیواری!
توی کمدی!
زیر میزی یا پشت درختها!!
همین جا بود،
همین نزدیکی ها!
گاهی حتی صدای نفسهاشونو می شنیدیم...
اصلا قایم می شدند که پیدا بشن...
که پیدا بشن و ما از #خوشحالی جیغ بکشیم!!
امروز چی؟!
همه چیز یه جور دیگه ست!
حتی #بازیها!
یک لحظه چشم میذاریم،
یک #عمر خیره می مونیم به جاهای خالی...
یهو گم می شه...
یه #آدم!
گاهی حتی یک احسـاس!!
*و بعضی وقتها یک #معـرفت!!*
دیدگاه ها (۲)

شبی که بارون شدیدی می بارید،"پرویز شاپور " از " احمد شاملو "...

❤❤❤❤#ماشینهای کلاسیک

این که با خود میکشم هر سو مپنداری تن استگور گردان است و در آ...

دلی بزرگ میخواهد زن بودن ...مهربانی بخششنادیده گرفتن خطا کار...

کپشن

#بوسه_مرگ Last Partچند سال بعد...صدای خنده‌ی یه دخترکوچولو ت...

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ¹⁵سه روز گذشته بود. سه روز از زمانی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط