{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قصد دارم که فقط همسفرت باشم و بس

قصد دارم که فقط همسفرت باشم و بس
با بسی دلهره دنبالِ سرت باشم و بس

حامی ات باشم و از دور مواظب باشم
که به هر حادثه مردِ خطرت باشم و بس

دور از جان، چو بلایی به تو عارض گردد
من قدم پیش نَهَم تا سپرت باشم و بس

گر کمی دیر کنی یا که جوابم ندهی
همه مجنون شوم و دربدرت باشم و بس

پیرتر زآن شده ام تا که به وصلت برسم
بهتر آن است که زیر و زبرت باشم و بس

تو به هر اوج که خواهی بپری دلشاد و
من به تسبیح و دعا بال و پرت باشم و بس

پس رها باش گلم، دست خدا همراهت
قانع ام من که فقط باخبرت باشم و بس
دیدگاه ها (۱)

دوش بوی گل مرا از آشنایی یاد دادجان گریبان پاره کرد و خویش ر...

شاعرکه شدی دلت عیان خواهد شدغمهای دلت به لب بیان خواهد شد فر...

نی می زنم که عشق به صحرا بیاورمشعری درست مثل تو زیبا بیاورمن...

امشب ای ماه ، تو یکپارچه زیبا شده ایچشم بد دور که را غرق تما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط