{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وحشی

وحشی
پارت 8
+18
و غذا سفارش دادیم تهیونگ یکم از عموش برام گفت و غذا رو اوردن خوردیم و..
پرش به بعد از رستوران
ویو تهیونگ:
از رستوران اومدیم بیرون میخواستیم سوار ماشین بشیم
که یه نفر از اون ته کوچه
* اتتت
ویو ات با دقت نگاه کردم دیدم همون پسرس که عاشقم شده بود ولی از خونش فرار کرده بودم
+ نزدیک نیاا
- ات این کیه؟
* باشه من همینجا میمونم فقط تو چجوری تونستی بری من که عاشقت بودم
- پسر میزنمتا برو گمشو
+ تهیونگ سوار شو
* اهه ازدواج کردی
+ من ازدواج نکردممم
* پس این کیه
+ یه پسر مثل تو
-برو وقتمونو نگیر
* اونی که باید بره تویی نه من ات برای منه
+ اما فرق داره تو عاشقم بودی من نبودم تهیونگ عاشقمه منم عاشقشم حالا برو
* ا.. ات... خوشبخت بشی
نشستیم تو ماشین و راه افتادیم
-ات این پسره کی بود
+ولش مهم نیست

😊😊😊یاح یاح یاح 😂😂
دیدگاه ها (۰)

ددی جذاب🥹🥹

ما دیگه نمیترسیم😎😎😎

پارت آخرویو اتصبح از خواب بیدار شدم و آماده شودم رفتم پایین ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط