{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ادامه:

ادامه:

وقتی میوکی دید که این فرصت خوبیه
مین گی رو بخواب داد
و با موهاش اونو بلعید
اون هر روز بیشتر و بیشتر
قوی میشد
تا اینکه میتونست هرجا بره
یه پسر ژاپنی به نام ایثان
هم مثه اون دختره میخواست کشف کنه جن هس یانه
ولی اون شب داشت ویدیوئی رو نگا میکرد
که یکی بود میگفت
هیچ وقت تو این خونه نرید
و الا دردسر میشه
یه لحظه ایی نبود که ایثان به یه چیزی
چشمش خورد
ویدیورو عقب کرد
چیزی ندید
دوباره و با حرکت کم
اونو کرد
ایثان یه جنی رو دید
که روی پنجره بود
ایثان تصمیم گرفت که با دوستش
به اون خونه بره



تا ادامه بعدی
دیدگاه ها (۴)

ادامه:وقتی ایثان به اون خونه رفتبه دوستش مایکل گفت که اون بی...

ادامه:کارن به مامان میوکی رفت و گفت کهدوتا پسر هس یکی کشتس و...

خب داستانو شروع میکنیم به نام خدا اسم داستان خونه ی مسکون:/د...

دیشب یه فیلم ترسناک دیدمخیلی قشنگ بودخواستم بهتون بگم ولی گف...

قایم شو پارت ۳

قایم شو پارت ۲

عشقا اون رمان قبلیم رو میخوام تا چند وقت دیگه ادامه اش رو بز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط