{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چه آتش پاره ا بود

چه آتش پاره اے بودے
که در چشمم تو بشکفتی
چه بیدارے که خوابم را
تو نیز اے گل برآشفتی
هنوزم یاد دارم آن
غروب سرد پاییزی...
که سیگارے زدے آتیش و
اینگونه به من گفتی
برو از پیش من آخر...
خرابم میشوے ورنه...
در آن دم اشکے از چشمت
فرو غلتید و بنهفتی
پس از یڪ عمر زیبا رو
از آن دیدار پاییزی
شدم آن قطره_اشکے
که آن روز از تو بشکفتی....
دیدگاه ها (۸)

اگرجویای احوالی!منم "بیدل" ترین شاعرکه در هر پاره ی شعرم،غم ...

روز از من و شعر ازتو،صفایی داردای وای که این غزل ،فدایی دارد...

بی تو هیچم، بی تو پوچم، غرق در آوارِ خویشبی تو می پوسم در ا...

تو گلی _اماخارت نشسته بر دل تنهايي من"تو عشقی_اما فراقتبرده ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط