{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امشب عشقم راهی حجله گاه عروسش شد !

امشب عشقم راهی حجله گاه عروسش شد !
سخت بود ، درد داشت طعم رقیب را چشیدن !
اسم تو باید هم ردیف اسم من می آمد !
چه شد که همه چیز بهم خورد ؟
چه شد مال او شدی ؟
چه شد من برایت تمام شدم ؟
روز عروسیت آمدم ، در لابلای جمعیت پنهان شدم ، مرا ندیدی
اما من تو را در لباس دامادیت دیدم ! چقدر خواستنی شده بودی
روزی همسر رویاهای من بودی !
اما حالا مرد دیگری شدی !
عروست چقدر به تو میبالید !
چقدر خندان دستانش را دور گردنت
می انداخت و لبخند هایتان چقدر عمیق بود !
من زیر مهر دستهای به هم قفل شده و قلبای ملتهب تو و عروست ، یخ بستم !
برق حلقه ات هنوز هم تن یخی و بهمنی مرا میسوزاند !
برق حلقه ی طلایی دست چپت ، تمام زندگیم را سوزاند . . .
من را تمام کرد !!!
آرامتر برو مسافر من !
آرامتر گام بردار !
بگذار دلم باور کند که دیگر تو مال دیگرانی !
بگذار باور کند که فکر کردن به مردِ دیگران حرام است !
امشب صدای اشک ها و ضجه های من در صدای فنر تخت تو و عروست گم میشود
امشب تو به حجله گاه معشوقت میروی و من دلم را به قربانگاه میبرم !
دیدگاه ها (۷)

هر کی طرز بافت اینو فهمید به منم بگه

^_^

^_^

^_^

پیش به سوی ریدمانی دیگر–‧₊˚🖇️✩ Scenario Sky ✩🖇️˚₊‧موضوع سنار...

اینو همین الان نوشتم به مناسبت ۲۵ تایی شدنمون

p1 pov: اکست دم دره

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط