{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در حیرتم از مرام این مردم پست

در حیرتم از مرام این مردم پست
این طایفه ی زنده کش مرده پرست
تا هست به ذلت بکشندش به جفا
تا رفت به عزت ببرندش سر دست
آه میترسم شبی رسوا شوم
بدتر از رسواییم تنها شوم
آه از آن تیر و از آن روی و کمند
پیش رویم خنده، پشتم پوزخند
دیدگاه ها (۱)

رنگ زردم را ببین ، برگ ِ خزان را یاد کنبا بزرگان کم نشین ، ا...

چنان دل کندم از دنیا که شکلم شکل تنهاییستببین مرگ مرا در خود...

ای مرگ نازنین که جهان را گرفته ای گاهی بهار یا که خزان را گر...

یار ِ من آهنگر است و دم ز خوبان می زند دم به دم آتش به جان م...

در حیرتم از مرام این مردم پستاین طایفه ی زنده کش مرده پرستتا...

تاکه بودیم نبودیم کسی،کشت ما را غم بی همنفسیتا که رفتیم همه ...

تا که بودیم نبودیم کسی،کشت ما را غم بی همنفسیتا که رفتیم همه...

تا که بودیم نبودیم کسی، کشت ما را غم بی همنفسی تا که رفتیم ه...

تا که بودیم نبودیم کسی، کشت ما را غم بی همنفسی تا که رفتیم ه...

تا که بودیم نبودیم کسی،کشت ما را غم بی همنفسیتا که رفتیم همه...

. . . 🍃. . .

تا که بودیم نبودیم کسی،کشت ما را غم بی همنفسیتا که رفتیم همه...

تا که بودیم نبودیم کسی، کشت ما را غم بی همنفسی تا که رفتیم ه...

تا که بودیم نبودیم کسی، کشت ما را غم بی همنفسی تا که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط