{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

غرور گفت: "غیر ممکن است...

غرور گفت: "غیر ممکن است...
تجربه گفت: "خطرناک است...
عقل گفت: "بیهوده است...
"دل" زمزمه کرد امتحانش کن..!
عشق را میگویم...
امتحان کردم!
غرورم به خاک افتاد...!
تجربه ام فنا شد...
عقلم به باد رفت...
ای دل از تو گلایه دارم..! وعده ی خیسی...
چشمانم را نداده بودی...
دیدگاه ها (۱۶)

??♥اون کِــــــــــه مـــــــیـــــــگُـــــــفـــــــــت تا...

نیمه شبی خواهم رفت،از دنیایی که مال من نیست،از،زمینی که بیهو...

چه تلخ است..علاقه ای که عادت شود.عادتی که باورشود...باوری که...

سنگـــ قبـــرمو دوســـــت دارم ...چـــــــون قـــراره بشــه ...

My professor Part:21لوله ی تو دستشو نگاه کردم و اون ادامه دا...

تیغ ، روی دستم گذاشتم و کشیدم .دستم سوخت و خون تراوش کرد .با...

تولد قهرمان من. پارت چهارده

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط