{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نمی خواهم فیلم بازی کنم

نمی خواهم فیلم بازی کنم
هنوز زندگی را دوست دارم
که قرص هایم را سروقت می خورم و
دوستت دارم های مردان را
یکی در میان باور می کنم
ببین ساعتی
که عقربه هایش افتاده بود،
باز هم زمان را نشان می داد
صورتم را
به دو قسمت مساوی تقسیم می کنم
با یک نیمه می بینم و
سکوت می کنم
و با نیمه ی دیگرم
به آدم ها لبخند می زنم
ما دیر فهمیدیم
نقشمان چقدر واقعی بود
و در پشت صحنه ای تاریک
خودمان را جا گذاشتیم
بیا از این جای فیلم
از دوربین ها بیرون بزنیم
به نیمه ای از آدم ها راضی باش
و هر ۶ساعت یک بار
زندگی را
در دهانم بگذار
مرگ کار ما نیست،
شاید بدل های ما
نقشمان را
بهتر بازی کنند .
دیدگاه ها (۶)

"خودم" معشوقه ی شعرهایم کرده بودمت:انصاف نبود از راه نرسیده ...

به یاد روزهای زرد روزهای خیس و چتریمان مینویسمچه زود دیر شدگ...

بی تو با راه و قدم های هراسان چه کنمبا غم انگیزترین حالِ خیا...

بارانی کهامروزِ چشمانم را گل‌آلود کرد،دیروزِ پنجره‌ام رااز گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط