{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}




امشب در انتهای خیابان
به ناگهان دیدمش
خاموش و نرم از دم پیشانی‌ام گذشت
و عینکم بخار شد
تغییر کرد شکل تاریکی
بی‌اختیار بازگشتم تا بگریزم
دیدم از ابتدای خیابان دوباره می‌آید ...


#محمد_مختاری

دیدگاه ها (۲)

چه خوشی عشق چه مستیچو قدح بر کف دستیخنک آن جا که نشستی خنک آ...

⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️🐭🐭🐭‹ باد با شمـع های خاموش کاری ندارداگر بر تو سخت...

🟢🔵🟣🟣🔴🩷خوب می ‌دانم،حوض نقاشی منبی ماهی‌ است ...#سهراب_سپهری

🫀🦋🦋🦋🦋🪐نسبت نزدیکی ست میان منُ تو.دو نسل غریب از یک طایفه.تو ...

بوسه مرگ "پارت ۲۷"ویو شبشب، سکوت عجیبی تمام عمارت رو فرا گرف...

🏰 قصر تاریکیقسمت ۳: نشانه‌ی اولباران هنوز قطع نشده بود…اما ح...

قلب های شکسته قسمت ۱۳آلبرت شانه بالا انداخت. «هیچی. فقط گفتم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط