ادامه پارت 49
ادامه پارت 49
این دفعه فرق داشت هری ازش احساس عجیبی مانند عشق رو میگرفت با عشق لب های آن دختر را میبوسید وقتی متوجه همراهی هری شد
حریصانه تر عمل میکرد لب های نرمش میان آن لب های جونگ کوک مثله پشمک آب میشد،
دستش را روی رون لخت دختره گذاشت و کم کم به طرفه بالا میکشید هر جای بدنش را که لمس میکرد لرزی به بدنش وارد میشد حریص تر لب هاشو مک میزد،
لب هاشو از لب هاش جدا کرد و در فاصله خیلی کمی از لب هایش لب زد
جونگ کوک : چرا اومدی وسط این گرگ ها
هری درحالیکه نگاهش به لب های خوش فرم مرد جلوش بود نجوا کرد
هری : بخاطر تو اومدم
لحظه ای سکوت کردند جونگ کوک با شنیدن آن کلمات انگار آب دریایی بیانتها به صورتش خورد یعنی کسی هم بود تا بهش تکیه کنه شنیدن آن کلمات براش آرامش بخش بودند،
هری که متوجه چشم های خوابی مرد جلو رویش شد لحظه ای بدون تردید به طرفه خودش او را کشید و سرش را روی شونه اش گذاشت...
این دفعه فرق داشت هری ازش احساس عجیبی مانند عشق رو میگرفت با عشق لب های آن دختر را میبوسید وقتی متوجه همراهی هری شد
حریصانه تر عمل میکرد لب های نرمش میان آن لب های جونگ کوک مثله پشمک آب میشد،
دستش را روی رون لخت دختره گذاشت و کم کم به طرفه بالا میکشید هر جای بدنش را که لمس میکرد لرزی به بدنش وارد میشد حریص تر لب هاشو مک میزد،
لب هاشو از لب هاش جدا کرد و در فاصله خیلی کمی از لب هایش لب زد
جونگ کوک : چرا اومدی وسط این گرگ ها
هری درحالیکه نگاهش به لب های خوش فرم مرد جلوش بود نجوا کرد
هری : بخاطر تو اومدم
لحظه ای سکوت کردند جونگ کوک با شنیدن آن کلمات انگار آب دریایی بیانتها به صورتش خورد یعنی کسی هم بود تا بهش تکیه کنه شنیدن آن کلمات براش آرامش بخش بودند،
هری که متوجه چشم های خوابی مرد جلو رویش شد لحظه ای بدون تردید به طرفه خودش او را کشید و سرش را روی شونه اش گذاشت...
- ۱۶.۷k
- ۲۳ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط