به عشق اعتقادی ندارم

بـه عشق اعتقادی ندارم ..
میگوید تو را عاشقم (میخاهمت)
اما جایی دیگر عشقی دیگر را جار میزند..
به عشق اعتقادی ندارم ..
میگوید تنها به تو حس دارم
اما با عاشقانه هایش دیگری را میخواباند..
به عشق اعتقادی ندارم..
میگوید مرادوست دارد
امابادیدن دیگری ذوق میکند..
دوست داشتن مرا متفاوت میخواند
امابرای دیگری دلبری میکند ..
من به دوست داشتن ..
به احسـاس..
به (عشق) اعتقادی ندارم ..
دیدگاه ها (۳)

در بوی نارنجی پیراهنتتاب می‌خورم بی‌تاب می‌شومو دنبال دست‌ها...

خیـــلی کم گذاشتی...خیـــلی نبودی...مــــــــــــن امـــــــ...

من هرگز بلد نبودم معشوقه ی خوبی باشم چون معشوقه های خوب مدام...

من جایِ تمام کسانی کهدلتنگ نمی شوند برایتمن جایِ تمام کسانی ...

دیوارهای سنگی چراغ های پرنور راهروهای شلوغ و شمع های روشنی ک...

اولین رمان : نکته : « تو این رمان اول میخوام ریکشن کاراکتر ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط