2 پارتی از یونگی
2 پارتی از یونگی
وقتی پریود بودی و درد داشتی
سلام من ات هستم و دوساله با یونگی ازدواج کردم..یونگی خیلی دوسم داره و روم حساسه
این هفته پریود بودم و یونگی مرخصی
گرفته بود تا من اذیت نشم
یونگی: ات عزیزم چیزی لازم نداری از بیرون برات بگیرم؟؟
ات: اومم نه فقط پد...
یونگی: اونو که خودمم میدونم
ات: پس نه
یونگی: تا بیام یکم استراحت کن
ات: باشه..مراقب خودت باش پیشی
یونگی:(لبخند)
یونگی رف..یکم دلم درد میکرد..اهمیتی ندادم و میخاستم برم بالا که دل درد شدید گرفتم
ات: ایییی دلممم(بغض)
دلمو گرفته بودم و داشتم گریه میکردم
منتظر یونگی بودم
5مین بعد یونگی اومد و منو اونجوری دید
یونگی: ات حالت خوبه؟(نگران)
ات: یونگییی دلممم(گریه)
یونگی: هیشش الان ماساژت میدم
یونگی اومد و پشتم نشست لباسمو داد بالا و اروم اروم داشت دلمو ماساژ میداد
یکم بهتر شدم
ات: مرسی
یونگی: خاهش(لبخند)
میرم یکم برات دمنوش بیارم
ات: باشه
یونگی رف آشپز خونه
...
وقتی پریود بودی و درد داشتی
سلام من ات هستم و دوساله با یونگی ازدواج کردم..یونگی خیلی دوسم داره و روم حساسه
این هفته پریود بودم و یونگی مرخصی
گرفته بود تا من اذیت نشم
یونگی: ات عزیزم چیزی لازم نداری از بیرون برات بگیرم؟؟
ات: اومم نه فقط پد...
یونگی: اونو که خودمم میدونم
ات: پس نه
یونگی: تا بیام یکم استراحت کن
ات: باشه..مراقب خودت باش پیشی
یونگی:(لبخند)
یونگی رف..یکم دلم درد میکرد..اهمیتی ندادم و میخاستم برم بالا که دل درد شدید گرفتم
ات: ایییی دلممم(بغض)
دلمو گرفته بودم و داشتم گریه میکردم
منتظر یونگی بودم
5مین بعد یونگی اومد و منو اونجوری دید
یونگی: ات حالت خوبه؟(نگران)
ات: یونگییی دلممم(گریه)
یونگی: هیشش الان ماساژت میدم
یونگی اومد و پشتم نشست لباسمو داد بالا و اروم اروم داشت دلمو ماساژ میداد
یکم بهتر شدم
ات: مرسی
یونگی: خاهش(لبخند)
میرم یکم برات دمنوش بیارم
ات: باشه
یونگی رف آشپز خونه
...
- ۲.۱k
- ۲۰ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط