{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه روز یه آمریکاییه ازم پرسید بچه کجایی گفتم اراک

یه روز یه آمریکاییه ازم پرسید بچه کجایی گفتم اراک
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.یهو دیدم اسلحشو از کمرش در اورد و یه تیر به قلبش زد
نفسای آخرش بود ازش پرسیدم چرا اینکارو کردی
گفت منو رفیقام همیشه آرزو داشتیم که فدای بچه های اراک بشیم قسمت من که شد ایشالا قسمت اونا هم بشه اینو گفت و جا درجا مرد.
نکته اخلاقی : بچه های اراک فدایی دارن عجیب
دیدگاه ها (۱)

رمان آغوشی از جنس خطر پارت هفدهم ۱۷ آخر

اسیر مافیا پارت ⁷دیگه کنترلش از دست داد و تا خواستم سیلی برن...

.......//برده ی زیبا//.......

My lovely neighbor part : ۷۳

007-پنهان در مه - پارت ۷۳

چند پارتی تهیونگ (درخواستی)

یه روز یه امریکاییه ازم پرسید بچه کجایی گفتم تهران.............

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط