{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کارگر بودیم

کارگر بودیم
پدربزرگم
پدرم
من
و این عشق لعنتی ...
که از همه کارگرتر بود
#حمید_جدیدی
دیدگاه ها (۱)

روی تختم نشسته‌ام باید،این نفسهای آخرم باشدوقتی از دست می‌رو...

کاشامروز سر یکی از چهار راه هایکی از این فالگیر هاجلویت را م...

همۀ گاوها گوساله به دنیا می آیندمن گوساله ؛ گاو به دنیا آمدم...

چنان دق کرده احساسممیان شعر تنهایی...که حتی گریه های بی امان...

پدرم در اومد این ادیتو بزنم😭

تموم شد این سال لعنتی......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط