{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرثیه شهادت امام محمدباقر(ع)

مرثیه شهادت امام محمدباقر(ع)


پا به پای پدر سفر کردم
در میان خرابه سر کردم

پدرم بینِ ریسمان بود و
با رقیه پدر پدر کردم

عمه ام تا به رویِ خاک افتاد
دیده ام را ز اشک، تر کردم

از همان روزِ تلخ، تا امروز
گریه هر روز تا سحر کردم

دست در دست عمه ام آن روز
از دلِ نیزه ها گذر کردم

سُمِ مرکب بوی گلاب گرفت
از تنی که به آن نظر کردم

تا سه ساله میان راه افتاد
پدرم را خودم خبر کردم

آنقدَر داغ دارم از آن دم
که از این زهر، خون، جگر کردم
دیدگاه ها (۱)

السلام علیک یا ابا عبداللهالسلام علیک و رحمت الله وبرکاته

شرح در تصویر

عــاقبت آه کشیــدم نفس آخـر رانفس سوخته از خاطره ای پرپر رار...

داشت به این فکر می‌کرد که چقدر این دشمنی بزرگ است که باعث شد...

𝐀 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐜𝐨𝐧𝐣𝐮𝐫𝐞𝐝 𝐛𝐲 𝐭𝐡𝐞 𝐠𝐞𝐧𝐭𝐥𝐞 𝐦𝐚𝐠𝐢𝐜 𝐨𝐟 𝐚 𝐦𝐚𝐤𝐞𝐮𝐩 𝐛𝐫𝐮𝐬𝐡.PART²⁶...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط