{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشقی دردسری بود نمی دانستیم

عاشقی دردسری بود نمی دانستیم
حاصلش خون جگری بود نمی دانستیم
پر گرفتیم ولی باز به دام افتادیم
شرط بی بال و پری بود نمی دانستیم
آسمان از تو خبر داشت ولی ما از تو
سهممان بی خبری بود نمی دانستیم
آب و جاروی در خانه ی ما شاهد بود
از تو بر ما گذری بود نمی دانستیم
این همه چشم به راهی نگرانم کرده 
عاشقی دردسری بود نمی دانستیم


عیدتون مبارک...
دیدگاه ها (۵)

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۱۴: «جنگ...

The Fairy's - Monster's wrong love

عاشقـــے دردسرے بود نمـــے دانستیمحاصلش خون جگرے بود نمـے دا...

عاشقـــے دردسرے بود نمـــے دانستیمحاصلش خون جگرے بود نمـے دا...

عاشقی دردسری بود...نمیدانستیم...حاصلش خون جگری بود...نمی دان...

.عاشقی دردسری بود نمی دانستیمحاصلش خون جگری بود نمی دانستیمپ...

عاشقـــے دردسرے بود نمـــے دانستیمحاصلش خون جگرے بود نمـــے ...

عاشقی دردسری بود نمی دانستیم حاصلش خون جگری بود نمی دانستیم ...

اللهم عجل لولیک الفرج

عاشقی دردسری بود نمیدانستیمحاصلش خون جگری بود نمیدانستیمپرگر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط