{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت۶
ویو(ا.ت)
مچ دستمو گرفت بردم تو عمارت
ا.ت:جیمین چیکار میکنی دستمو ول کن(یکم با داد)
جیمین:اههه بیب اینقدر حرف نزن وگرنه نمیتونم تا روزه عروسیمون صبر کنم که تو رو ماله خودم کنم پس ساکت باش رو عصاب ددی راه نرو
ا.ت:چچچچی؟؟چه عروسی ددی چیه؟
جیمین:اوووف خستم کردی بیب دوست ندارم دست روت بلند کنم اما مجبورم کردی که همچین کاریرو انجام بدم بردم تو یه اتاق بزرگ و قشنگ بود منو انداخت رو تخت ......پارت بعد اسمات فقط کسایی که جنبه دارن ببینن دیگه نیان تو پی وی بگن چه پرویی و این حرفا گفته باشم
دیدگاه ها (۰)

پارت ۸ دیگه صبح میزارم خیلی خوابم میاد بچه ها سناریو بی تی ا...

پارت ۸صبحویو (جیمین)وقتی از خواب بیدار شدم ا.ت کنارم مثل یک ...

عمارت جیمین

پارت ۵ویو (ا.ت)دیدم جیمین هست خیلی خوش تیپ شده بود وقتی که م...

پارت ۵ کامنت بزارید پارت بعد رو میزارم

پارت ۷

پارت ۴ از این حمایت نکنید دیگه نمیزارم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط