{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با تمام وسع خود پیش تو کم می آورم

با تمام وسع خود پیش تو کم می آورم
ای که می دانی و می دانم زیادی از سرم
سکه ام هرچند افتاده ست از رونق ولی
باز هم ناز تو را هر جور باشد می خرم
مانده ام در من چطوری راه پیدا کرده ای
من که یک عمر است مانند اتاقی بی درم
آفت شک از درونم رخت بر بست عاقبت
آمدی گل کرده از نو شاخه های باورم
بی گمان خواب تو را می دیدم آن شب تا سحر
بوی گل برخاست با من هر زمان از بسترم
کوشش بی خود نکن عطرت تو را لو می دهد
هر کجای شهر پنهان می شوی بو می برم
دیدگاه ها (۱۲)

پرنسس ناخواسته

خوش آمدی ای پدریار سفر کرده‌ی من از سفر آمده خرابه را زینت ک...

کوشش بی‌خود نکن, عطرت تو را لو می‌دهد🙄 هر کجای شهر پنهان می‌...

.شبانگاهان به شهری رسیدمبه مسافرخانه‌ای رفتمکه کلیددارش تو ب...

نَمی‌دونی چِه خَشَهوقتی میشینَه تو کَشَهاِگَه پیکِش بیگیریوی...

می رود قصه ما سوی سرانجام آرامدفتر قصه ورق می‌خورد آرام آرام...

سلام ای دخترِ خانی که می آیی به جنگِ مننمی ترسی مگر از غرشِ ...

دزدیده چون جان می روی اندر میان جان من                      ...

🍒🌱سرد‌ است دستانم کجا گُم‌کرده‌ای من رایخ می‌زند قلبم... کجا...

پوشیده چون جان می روی اندر میان جان من سرو خرامان منی ای رون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط