{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مادر لباس کودکانش را با گیره به بند کشید، تا باد آنها را

مادر لباس کودکانش را با گیره به بند کشید، تا باد آنها را نبرد.
زمان گذشت؛
کودکان، لباسها، گیره‌ها و بندها ماندند؛
باد مادر را با خودش برد

قدر پدر ‌و مادرا رو بدونیم! خیلی زود دیر میشود
دیدگاه ها (۳)

ﺩلی ﺳﻮﺧﺘﻪ ﺭﺍ گر ﺯ کرﻡ شاﺩ ﮐﻨﯽبهْ ز صد مسجد ویرانه که آباد کن...

✨ سلام صبح سه شنبه تون بخیر امروزتان شادآرزومندیم سرای قلبتو...

خدایاسرآغاز صبحم را با یاد و نام تو میگشایم پنجره های قلبمرا...

نـام زهـرا قفل های بستـہ را وا مےڪنددر ضمیر پاڪ دل همواره مأ...

پارت ۲۸زمان که میگذشت، حقیقت پررنگ تر میشد. خورشید تا ابد پش...

چی‌هیونگ داشت گریه میکرد اشک می‌ریخت و به دنبال مالش می‌دوید...

{برادر خوانده}part:2پدر و مادر تهیونگ هرچی جونگ‌کوک و صدا می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط