{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم نمیآید که شب را رها کنم و همینطوری بخوابم

دلم نمی‌آید که شب را رها کنم و همین‌طوری بخوابم.
شب قشنگ است.
یک عمر می‌خواهیم توی گور بخوابیم.
وقتی هنوز زنده هستم، حیفم می‌آید شب‌ها بخوابم.
شب باید بیدار ماند.
گاهی به‌سلامتی ستاره‌ها شرابِ حافظِ شیراز نوشید.
حرف زد، گریه کرد.
شب باید کتاب خواند، فیلم دید.
شب باید عاشق شد.
دیدگاه ها (۱)

آن روز که چشمانِ تو... در من نگریست... می‌باید مُرد و باز......

شب هایِ تابستان ؛یک پشتِ بام بلند می خواهد ،در روستایی بکر و...

از زندگی کردن دست نمی کشم..فقط کمی دور می شومفاصله میگیرم از...

من به تمام زبان های عاشقانه ی یک زن،دلتنگی ام را فریاد زده ا...

چند پارتی از جونگکوک

"طوفان سیاه"هانول اولین کسی بود که متوجه شد. چشم هایش از دور...

در گوشۀ سلول نشسته‌ام و ناگزیر، برای تو می‌نویسم. اری ناگزیر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط